ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
369
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
مىكرد ، انتهى . * ( 150 - تولد عليشاه ظل السلطان قاجار ) * وى نيز فرزند فتحعلى شاه ( 1250 ) و خود شاهزادهاى كامكار بوده و شعر هم مىگفته و تخلص عادل مىنموده . عليشاه در سهشنبه ( . . . ) ماه شعبان المعظم اين سال ، چنان در « ناسخ ، جلد قاجاريه : 245 » فرموده ، مطابق ( دلو - حوت ) ماه برجى از بطن مادر عباس ميرزاى نايبالسلطنه متولد شده ، و شرح احوالش در جلد مرقوم ناسخ ، و مخصوصا تفصيل ادعاء سلطنتش قسمتى از آن در ( ص 264 تا 267 ) و قسمتى در ( 271 تا 278 ) و « مرآة البلدان : 1 » و « منتظم ناصرى : 3 » و بسيارى ديگر از كتب نوشته ، و آنچه از آنها اجمالا برمىآيد اينكه وى در سنه 1225 در پنبك و آباران با روسيه جنگ نموده ، و در سنه 1232 ملقب بظل السلطان و حاكم طهران گرديد ، و سالها حكومت آن شهر را داشت ، و در سنه 1244 نظم شهر يزد بوى مفوض شد ، و بعد از وفات پدر - چنانكه در « جام جم : 481 » متنا و حاشية فرموده - بتحريك ميرزا ابو الحسن خان شيرازى وزير دول خارجه و علينقى ميرزاى ركن الدوله داعيه سلطنت كرد ، و بنص جلد قاجاريه ( ص 265 ) در 14 رجب بتخت موروثى جلوس نموده ، و خطبهء سلطنت بنام او خوانده شده و در آن خطبه او را عادل شاه ناميدند ، و بر سكهء سيم و زر عليشاه نقش كردند ، و وجه عادل شاه را در « ناسخ : 266 » گفته كه همانطورىكه عادل شاه نادرى خزانهء أموال نادر را در اندك مدتى تمام نمود ، او نيز دست باسراف و تبذير خزانه برگشاده و انباشتهها را آكنده و گذاشتهها را پراكنده نمود ، و در ظرف چهل روز سلطنت ، هفتصد هزار تومان نقد و جنس باسراف و تبذير صرف كرد ، و بعضى از امراء و شاهزادگان طوعا او كرها باطاعت او درآمدند ، و او ركن الدوله را بمصالحه و امامويردى ميرزاى ايلخانى را با پانزده هزار نفر سواره و پياده و توپخانه و قورخانه براى محاربه به سمت آذربايجان نزد محمد شاه فرستاد ، و چنانكه در « ناسخ : 283 و 4 » نوشته پيش از آنكه لشكريان امامويردى ميرزا بلشگر محمد شاه برسند گروه گروه از اردوى وى گريخته و بمحمد شاه پيوستند ، و خود آنها در نيكپي و سرچم باردوى محمد شاه