ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

344

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

او را در آن دو جا آورده و ملتفت نشده كه هر دو يكى است . و آنچه از جمع اين هر دو عنوان با ملاحظه بعضى از كتب ديگر برمىآيد اينكه وى فرزند عبد المطلب و از أجله و اعيان علماء و ادباء زمان خود بوده ، و مدت‌ها در عراق عرب نزد علماء آنجا ، چون شيخ محمد مهدى فتونى و آقا محمد باقر هزارجريبى از نخست ، و بعد از آن آقا محمد باقر بهبهانى درس خوانده ، و سپس در تبريز بامامت و موعظه مشغول شد ، آن‌گاه بمشهد رفت ، و پس از چندى عزيمت شيراز نمود ، و در شيراز نيز مدتى امامت نموده و منبر رفت و در نزد كريم خان زند تقربى بهم رسانيده تا قاضى عسكر آن پادشاه گرديد و بعد از فتور دولت زنديه سياحت كنان باز بعتبات عاليات و صفحات كردستان و عراق عرب و قراباغ رفته و آنجا ساكن شد . و او در خطب و انشاء دستى تمام داشته و شعر عربى و پارسى را نيكو مىگفته و تأليفات چندى دارد : اول كتاب « اشارات » در فقه بطور انشاء و لغز و معمى كه خيلى نيكو نوشته . دوم أشعار و قصايد بسيارى به عربى و پارسى . سوم كتاب « شافى » در جمع بين « بحار » و « وافى » در هفت جلد بزرگ ، چهارم « شرح مفاتيح » فيض . پنجم « حواشى بر حاشيه خفرى » چنان‌كه در « دانشمندان آذربايجان » نوشته ، و ظاهرا مقصود از « حاشيه خفرى » حاشيه‌ئى باشد كه آن را شمس الدّين محمد خفرى بر شرح ملا على قوشجى بر « تجريد » محقق طوسى نوشته ، كه شرح ملا على مرقوم را « شرح جديد تجريد » مىگويند در قبال شرحى كه قبل از وى علامهء حلى بر آن نوشته . ششم « حواشى بر كتاب درة التاج » تأليف قطب شيرازى در علوم متفرقه . هفتم كتاب « شفا » در أخبار آل مصطفى ( ص ) ايضا در جمع « بحار » و « وافى » نزديك به صد و پنجاه هزار بيت در سه جلد ، انجام تأليف جزء اول از جلد سيم آن در صلات ، 27 رجب سنه 1178 . هشتم منظومهء مثنوى ببحر تقارب در فتح خيبر . نهم مثنوى ديگرى نيز ببحر تقارب در مصيبت كه اين چند شعر از آن است : مه و مهر در سايهء حلم تو است * بر چرخ بر پايهء حكم تو است پروبال روح الامين مهد تو است * در اين عهد مهدى وليعهد تو است دمى كز ألم اشك غم ريختى * فلك كاش آن دم ز هم ريختى فرو شد به خاك آن تن چاك‌چاك * چرا مهر از اين غم نشد زير خاك عقاب سه‌پر كامدى از قدر * گهى جبهه كردى سپرگاه سر