ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

401

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

9 ص 15 گذشت ) داشته و شعر هم مىگفته و تخلص افسر مىنموده . و همانا او در روز دوشنبه سيم ماه ذى القعدة الحرام اين سال مطابق ( . . . ) ثور ماه برجى از بطن مريم خانم گرجى ، چنان‌كه در « ناسخ ، جلد قاجاريه ، جزء 1 : 318 » فقط قمرى آن و نام مادرش نوشته متولد شده ، و در « مجمع الفصحا 1 : 11 » نوشته كه در موقع تولد وى پدرش فتحعلى شاه بأمر آقا محمد خان روانه فارس بود ، در منزل شاه رضا كه وارد شد خبر تولد اين شاهزاده به دو رسيد ، پس بمناسبت آن منزل نام وى را شاه رضا گذاشتند و بمحمد رضا ميرزا معروف شد . و پس از بلوغ بسن رشد و تمييز بكسب علوم و معارف پرداخت و آن‌قدر استقامت بخرج داد تا در كمالات صورى و معنوى ممتاز گشت و در خصايص هنرى كه شاهزادگان را لازم است سرآمد أقران شد و ازاين‌رو مورد ألطاف پدر گرديد و همى بحضور او بسر مىآورد ، انتهى . مرحوم افسر در سنه 1234 بحكومت ولايت گيلان منصوب و سال‌ها بحكومت آن سرزمين اشتغال داشته ، و چندين‌بار عزل او از دربار پدرش خواسته شد ، از حسن سيرتى كه داشت فايده‌اى نكرد . و اينك اين أشعار از او اينجا نوشته مىشود بنقل از « مجمع الفصحا 1 : 12 » : بشنو چو خردمندان پند از من ديوانه * نى دست ز ساغركش نى پاى ز ميخانه خواهى نشوى رسوا با ما منشين اى شيخ * ما رند و خراباتى ، تو عاقل و فرزانه آشفتهء زلفت دل ، دل‌بستهء خالت جان * اى دانهء تو چون دام وى دام تو چون دانه مرحوم افسر در سنه هزار و دويست و هفتاد و هفت چنان‌كه در « طرائق 3 : 145 » نوشته وفات كرد . و فرزندان وى مرحوم محمد هاشم ميرزاى جناب و محمد اسماعيل ميرزا در ( 1260 و 1277 ) بيايند و فرزند ديگر وى شاهزاده حاجيه خانم است كه نامش چنان كه در « الكواكب الدرية 1 : 341 » نوشته شمس جهان و خود از پيروان بابيه بهائيه و لقبش در آن طريقه ، ورقة الرضوان بوده و شعر هم مىگفته و تخلص فتنه مىنموده . و افسر كه تخلص صاحب عنوان است نيز تخلص شاعرى ديگر از اين أواخر است كه در حين تحرير چيزى از احوال او در نظر نيست .