ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
15
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
دو كتاب دربارهء هريك از اين دو نفر غير از اختلاف نام پدر چيزهاى ديگر هم نوشتهاند كه نتوان درست حكم باتحاد آنها نمود . سيم : جوهرى هراتى ، كه در 1253 بيايد . سنهء 1159 شمسى . . . ربيع المولود أول حمل ماه برجى * ( 8 - وفات سيد رضى 21 شوشترى ) * وى فرزند هشتم سيد نور الدّين 20 جزايرى است ، كه در 1193 شمارهء 1 گذشت و خود از أفاضل أهل علم و أصحاب عرفان بوده ، و شعر هم مىگفته و تخلص أقدس مىنموده . و بهطورىكه در « تحفة العالم : 73 » فرموده ؛ وى چندى در خدمت پدر بزرگوار و برادر والاتبار خود درسخوانده تا بدرجهء كمال رسيد و جامع علوم ظاهر و باطن و وارستهئى غريب و عجيب گرديد ، و در جوانى با برادرش سيد حسين بهند افتاد ، و بعد از آمدن برادر مدتى در شاهجهانآباد ، خدمت وزير أبو المنصور خراسانى بود ، و بالاخره عازم وطن شد ، و چون در آن روزگار راه كابل و قندهار مسدود بود ناچار بحيدرآباد دكن آمد كه از آنجا روانهء وطن شود . چون بدانجا رسيد نظام الملك آصف جاه او را نگاه داشته و آنچه خواست به وطن برگردد ميسرش نشد ، و ليكن مناصب ديوانى بلكه شرعيه را هم آنچه گفتند نپذيرفت ، و پانزده شانزده سال پيش از وفات ، خلوت بر مزاجش غالب آمده در صومعهاى كه داشت منزوى گرديد و پا از آنجا بيرون نكشيد ، تا در شب دوشنبهء بيست و چهارم ماه جمادى الأولى اين سال ؛ مطابق ( . . . ) جوزا ماه برجى در همانجا وفات كرد ، و جنازهاش را بيرون آورده دفن كردند . سيد رضى ، « ديوانى در أشعار » و « حواشى و تعليقاتى بر بسيارى از كتب علمى » دارد . و فرزندش مير عالم بهادر 22 در 1223 بيايد ، و فرزند ديگرش : سيد زين العابدين 22 در سنهء 1213 در سريرنك پتن ، چنان كه در « تحفة العالم : 105 » نوشته ؛ وفات كرد و فرزندانى باز نهاد . * ( 9 - تولد حاج ميرزا زين العابدين شروانى ، مستعلى شاه ) * شروان : بكسر شين و سكون راء بدون ياء در بين آنها ، ولايتى است معروف در ايران