ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 46

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

ازاين‌رو آن را عنوان گفته‌اند ، زيرا هرچه تو بدان استدلال نموده و غير خودش را بر تو آشكار كند ؛ آن عنوان آن چيز خواهد بود ، يقال : الظاهر عنوان الباطن . و از اين كلمه فعلى جعلى بر وزن رباعى مجرد بناء نهاده و گفته‌اند : عنون الكتاب عنونة : كتب عنوانه ، و يقال : عنونه و عنه و عننه و عناه ، و الاسم العنوان انتهى بخلاصة ما فيه . 16 - كتاب : در « المنجد » گويد : كتاب چيزى است كه نوشته در آن نوشته شود ؛ و جمع آن : كتب ، بضمتين است . و هم آنجا گفته : كتب الكتاب كنصر كتبا بالفتح و كتابا و كتابة و كتبة بالكسر فى الثلاثة ، صور فيه اللفظ بحروف الهجاء انتهى . و در اين زمان معروف است ، و فرق آن با رساله اين است كه كتاب تقريبا تا اندازه‌اى بايد بزرگ باشد ، و كتب كوچك را در اصطلاح علماء غالبا رساله گويند ، چنان‌كه در رساله گفتيم . 17 - متن : در « قاموس » چندين معنى براى متن نوشته كه يكى از آنها زمين سخت بلند است ، و فعل آن از باب شرف آمده ، و در « المنجد » فرمايد : متن كتاب ، خلاف شرح و حواشى است انتهى . و آنچه منظور ما در اين كتاب است ؛ همين معنى منقول از « المنجد » مىباشد . 18 - هامش : در « المنجد » گويد : همش الشىء ، من أبواب منع و نصر و ضرب ؛ همشا بالفتح : جمعه ، و اهتمش القوم : اختلطوا ، و هامش اسم فاعل و حاشيهء كتاب ، و به اين معنى اخير مولد است انتهى . قسمت سيم : در كلماتى كه بعنوان لقب و منصب بر اشخاصى داده شده و آنها بدان كلمات مخاطب و معروف گرديده‌اند ، و در اين كتاب گاهى بدانها برخورد مىشود ؛ به ترتيب حروف ، و نقل از كتاب « تذكرة الملوك » با اشارهء بصفحات آن ؛ و هرچند آنچه در آن كتاب نوشته مربوط بدربار دولت سلاطين صفويه و خصوصا اواخر آن است ؛ ليكن چون تا دير زمانى بعد از آن بلكه تا اين زمان نيز بسيارى از آنها به همان معانى و مفاهيم باقى مانده ؛ ازآن‌جهت آن را مأخذ نقل قرار داديم . 1 - اعتماد الدوله : در وزير اعظم بيايد .