ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 19

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

ديگر از راه تاريخى ، زيراكه شرح احوال رجال هر عصرى مهم‌ترين تاريخ آن عصر ، و بهترين معرف براى شناسانيدن و نمايانيدن اوضاع و أطوار آن زمان است ، حتى اينكه برخى گفته‌اند : رجال هر عصرى ايجاد تاريخ آن را مىكند ، و نوشتن تاريخ هر عصرى غير از احوال رجال آن چيز ديگرى نيست . پس به لحاظ اينكه ذكر بزرگان دين موجب تذكر و تذكار و موقع نزول رحمت پروردگار است ، علاوه بر تاريخ بودن آنها ، أحوال آنها ؛ را مىآوريم ، و اگر كسان ديگرى نوشته شوند به لحاظ تاريخ بودن مىباشد ، و در اين صورت أخير ؛ پايبند عواطف و احساسات مذهبى و ملى نخواهيم بود ، و عقيده‌ئى را كه در مذهب و ملت خود داريم محفوظ و بىطرفانه نگاه خواهيم داشت ، و معاريفى را كه مخالف آن‌اند ، چه در كتب بىطرفان ديده ، و چه از مردمان بىطرف شنيده باشيم ، بعقيدهء صحت خواهيم نوشت و مسئول واقعيت آن نخواهيم شد ؛ مانند اينكه كلماتى را كه در توصيف و تعريف هركس مىنويسيم چنان‌كه در اول هر عنوانى مأخذ احوال آن را دست مىدهيم از همان مأخذ منقول خواهد بود ، و نزاع مذهبى و سياسى و دينى و ملى با كسى نخواهيم داشت ، و از مجادله و مناظرهء مذهبى و دينى بر كنار خواهيم ماند ، و آوردن احوال هر مخالف مذهبى دليل توافق در مذهب با او نيست چنان كه نياوردنش از بابت عدم اطلاع است نه غرض شخصى ، و خداى تبارك و تعالى را بر اين‌ها شاهد گرفته و از جنابش نسبت به آنچه نه مرضى درگاه مقدسش باشد استغفار مىنمائيم ، و اميدواريم ببركت آوردن آنها كه سزاوارند احوالشان نوشته شود ؛ گناه آنچه سزاوار نيست بخشيده شود . سيم : مبناى سنوات اين كتاب ؛ بر تاريخ هجرى قمرى است كه تاريخ مذهبى ما مردم مسلمان باشد ، و چون ببعضى از ملاحظات ؛ تاريخ شمسى كه هماره لا يتغير و هرروزى از آن در فصل معينى از سال مىافتد غالبا مورد احتياج و استعمال است ، ما هر واقعه‌ئى را در اين كتاب نخست بتاريخ هجرى قمرى نوشته ، و سپس آن را با تاريخ هجرى شمسى تطبيق مىنمائيم كه باز از تاريخ مقدس هجرت بابركت پيغمبر اسلام عليه و آله الصلاة و السلام بيرون نيفتاده باشيم ، و طريق تطبيق آن اين است كه : هماره أيام و شهور قمرى را با ايام بروج آسمانى و سال شمسى مطابق مىكنيم .