ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
51
الفهرست ( فارسى )
اسماعيل بن عبد اللّه بن ابو مهاجر ، و عبد الرحمن بن عامر ، برادر ابن عامر ، و سعيد بن عبد العزيز ، و هشام الغار « 1 » . و ثور بن يزيد . و گروهى مانند ايوب بن تميم ، و سويد بن عبد العزيز ، و صدقة بن يحيى . و محمد بن سعيد بن سابور ، و عمرو بن عبد الواحد ، و غزال بن خالد ، و يحيى بن حمزه ، و ديگران ، از يحيى بن حارت روايت كردهاند . اخبار حمزه بن حبيب زيات « 2 » يكى از قراء سبعة و گفتهاند : فرزند عماره بود ، و ابو عماره كنيه داشت . و بردهء خاندان عكرمة بن ربعى تميمى بود . از كوفه بحلوان « 3 » روغن مىبرد ، و از آنجا پنير و نارگيل بكوفه مىآورد
--> ( 1 ) هشام بن عمار بن ميسرة بن ابو الوليد سلمى يا ظفرى دمشقى . پيشواى مردم دمشق . خطيب ، محدث ، مقرى قرآن ، و مفتى آنان بود . ولادتش در سال يكصد و پنجاه و سه است . قرائت قرآن را از روى مقابله كردن ، از گروه زيادى آموخت ، مردى فصيح ، علامه ، و با اطلاع بروايات بود . قرائت را از ايوب بن تميم تميمى فرا گرفت ، كه او از يحيى بن حارث زهادى ، از ابن عامر آموخته بود . پس از وفات ايوب ، دو نفر در امر قرائت پيشوا شدند . هشام و ابن ذكوان ، هشام در صحت نقل ، و فصاحت ، و علم ، و روايت ، و فهم ، و درايت ، شهرتى بسزا داشت و با آنكه سالخوردگى پيدا كرد ، خردمند و داراى راى صائبى بود . و مردم براى فرا گرفتن قرائت و حديث ، به او روى مىآوردند . وفاتش در سال 244 - يا - 245 است . ( تعليقات فلوكل ص 19 ) . ( 2 ) حمزة بن حبيب بن عمارة بن اسماعيل ، از هد قاريان ، و پيشواى دانشمندان ، مكنى بابو عمارهء كوفى تميمى ، و بردهء آنان بود . او را از تميميان خالص نيز گفتهاند . وى يكى از قراء سبعه ، و تولدش در سال هشتاد است . صحابه را درك كرده ، و احتمال مىرود كه بعضى از آنها را ديده باشد . قرائت را از روى مقابله قرآن ، از اعمش ، و جعفر الصادق ، و ابو اسحاق - بن ابو ليلى آموخت . و ابراهيم بن ادهم ، و سفيان ثورى ، و شريك بن عبد اللّه ، قرائت را از وى روايت كردهاند . پس از عاصم ، و اعمش ، او پيشواى مردم در قرائت قرآن گرديد . و در نزد همه مردم ، پيشوا ، و حجت ، و موثق ، و ثابت قدم ، و راضى برضاى خدا و قائم به قرآن ، و بصير در فرائض بود ، عربيت را خوب مىدانست . و حديث را از بر داشت . عابد ، و زاهد ، و خاشعى بود كه نظير او ديده نشد . از عراق روغن بحلوان مىبرد . و از حلوان پنير و نارگيل بكوفه مىآورد . سفيان ثورى گويد حمزه ما فوق همهء مردم در قرآن و عمل بواجبات بود . افراط در مد و همزه را نهى مىكرد ، و به كسى كه در اينباره افراط داشت مىگفت ؛ اين كار را نبايد بكنى ، مگر ندانى كه بالاى سفيدى برص بوده ، و بالاى موى مجعد ، كوتاه كردن آن ، و بالاى قرائت ، بىقرائتى است . وفات حمزه را باختلاف در سال 158 - 156 - 154 گفتهاند . ( تعليقات فلوكل ص 20 ) . ( 3 ) حلوان يكى از شهرهاى عراق و نزديك كوهستان است ( ر . ك . معجم البلدان ) .