ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
35
الفهرست ( فارسى )
فرستاد ، و دوستى او را خواستار شده و تقاضاى ازدواج با او را نموده بود نام آن خادم علبا و از خادمان ابن اغلب « 1 » بود . ارمن و غير ارمن ارامنه بسبب نزديكى و همسايگى كه با شهرهاى روم و عرب داشتند بيشتر برومى و عربى مىنويسند و انجيل آنان به خط رومى است ، و خودشان خطى دارند كه شبيه به خط رومى است و اما پادشاهان مقيم كوهستان قبق و پايين آن كه لكز « 2 » ، شروان « 3 » و زرزق « 4 » باشند خطى ندارند و بمناسبت همسايگى كه با هم دارند زبانشان مشترك بوده و هر گروهى لغت مخصوصى داشته و در عبارت باهم اختلاف دارند ؛ و ما تاريخچهء آنان را در جاى خود ذكر خواهيم كرد . سخن در كيفيت تراشيدن قلم در تراشيدن سر قلم ملل عالم يكسان نيستند ، عبريان سر قلم را خيلى كج مىتراشند ، و تراش سريانى انحرافى به طرف چپ دارد و چه بسا كجى آن به طرف راست است ، و گاهى قلم را به پشت برگردانند و گاهى نى را از ميان بريده و آن را تراشيده و با آن مىنويسند و آن را صلبا نامند ، و تراش روميان انحراف بسيارى به طرف راست دارد ؛ و فارسيان سر قلم را ريش ريش سازند به اين ترتيب كه نويسنده يا بر روى زمين و يا با دندان آن را ريشهدار مىكند تا خطش بهتر گردد ، و گاهى هم با نى نتراشيده مىنويسند و آن را خامه « 5 » مىنامند ، و با آن همان ديباب « 6 » را كه از كتب دينى و سياق و غيره است مىنويسند ، چينيان با مو مىنويسند و آن را مانند نقاشان بر سر لولهاى قرار دهند ؛ و عرب با هرگونه قلم و تراشى مىنويسند و معمولا كجى آن به طرف راست است و منشيان قلم را بدون انحراف قد مىزنند .
--> ( 1 ) ابن اغلب - يا - بنو اغلب دولتى است كه در تونس و الجزاير تشكيل گرديده و تابع دولت بنى عباس بوده مؤسس اين دولت ابراهيم بن اغلب است كه در سال 184 هجرى قمرى از طرف هارون الرشيد فرمانفرماى آن نواحى گرديد ( قاموس الاعلام تركى ) . ( 2 ) لكز شهر كوچكى است در پشت دربند ، و بنام بانى آنست ؛ و لكن ؛ خزر ، صلقب وينجر پسران يافث بن نوح هستند كه بان ديار آمده هريك جايى را آباد كردند ( معجم البلدان و قاموس الاعلام تركى ) . ( 3 ) شروان از شهرهاى قفقاز است كه در ساحل غربى درياى خزر قرار دارد و مركز آن نحاض است ( قاموس الاعلام تركى ) . ( 4 ) زرزق در فرهنگها ديده نشد ، محتمل است زرنوج ( زرتوق ) باشد كه جاى مشهوريست در تركستان و بالاى خجند ، يا زوژاق باشد كه در ميان كوههاى ارمنستان و اخلاط و آذربايجان بوده و مردمش ارمنى هستند ( قاموس الاعلام تركى و معجم البلدان ) . ( 5 ) خامه بر وزن نامه قلم را گويند كه بدان چيزى مىنويسند ( برهان قاطع ) . ( 6 ) هماه ديباب ظاهرا مصحف همار دفتره ( دبيره ) است منتهى كتب دينى را با آن مىنويسند ، و يا آنكه نام كتاب دينى است ، محل تأمل است و احتمال دارد كه « هماه » « ديباب » دو كتاب باشد يكى بامور دينى و يكى نيز بسياق و غيره اختصاص داشته است .