ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

16

الفهرست ( فارسى )

ابو عبد اللّه خزيمى و فرزندانش كه در زمان ما مىباشند . نام مشاهير جلدكنندگان قرآن ابن ابو حريش كه صحاف خزانةالحكمهء « 1 » مأمون بود ، شفة المقراض عجيفى ، ابو عيسى بن شيران ، دميانهء اعسر ، ابن حجام ، ابراهيم و فرزندش محمد ، و حسين بن صفار . سخن در برترى قلم عتابى گويد : اقلام ستوران ذكاوتند ، ابن ابو دؤاد گويد : قلم سفير عقل و رسول آن و زبان گويا ، و بهترين ترجمان اوست . طريح بن اسماعيل ثقفى گويد : عقل بزرگان زير زبان قلمشان است . ارسطاطاليس گويد : قلم علت فاعله و مداد علت هيولانيه ، و خط علت صوريه و بلاغت علت متمه است . عتابى گويد : بگريهء اقلام كتابها خندانند . كندى گويد : القلم در وزن با « نفاع » « 2 » يكى است ، زيرا ف ( 80 ) ن ( 50 ) الف ( 1 ) ع ( 70 ) جمع آن دويست و يك . همچنين الف ( 1 ) ل ( 30 ) ق ( 100 ) ل ( 30 ) م ( 40 ) جمع آن دويست و يك است . عبد الحميد گويد : قلم درختى است كه ميوهء آن الفاظ ، و فكر دريايى است كه مرواريد آن حكمت است و عقول تشنگان از آن سيراب گردد . سخن در برترى خط و ستايش گفتار عربى سهل بن هارون رئيس بيت الحكمه كه معروف به ابن راهيون كاتب است گويد : عدد حروف عربى بيست و هشت و به شماره عدد منازل قمر است و هر كلمه با حروف زايدى كه به آن مىپيوندد بيش از هفت حرف نيست و مطابق با عدد نجوم هفتگانه است ، و حروف زايد دوازده حرف مطابق با بروج دوازده‌گانه است ، و نيز گويد : حروفى كه با لام تعريف ادغام مىگردد چهارده حرف و به شماره خانه‌هاى قمر است كه در زير زمين مستترند و چهارده حرف ظاهرى است كه ادغام نمىشود و به شماره بقيهء خانه‌هاى آشكار قمر است . براى اعراب هم سه حركت وضع شده است : پيش ، زير و زبر ، بدين جهت كه طبيعت را سه حركت است : حركتى از وسط مانند حركت آتش ، حركتى بسوى وسط مانند حركت زمين ، حركتى بر وسط مانند حركت فلك ؛ و اين اتفاقى است ظريف و تأويلى است طريف . كندى گويد : هيچ كتابتى را سراغ ندارم كه مانند كتابت عربى حروف آن در خور تجليل و تدقيق باشد چنان كه تندنويسى كه در آن امكان‌پذير است در ساير نوشتنها امكان‌پذير نيست . افلاطون گويد : خط عقال « 3 » عقل است . اقليدس گويد : خط

--> ( 1 ) خزانة الحكمة يا بيت الحكمه كتابخانهء مشهور بغداد است كه در زمان هارون الرشيد ايجاد شده و در دورهء مأمون توسعه يافت ، و مركز تجمع دانشمندان بوده است . ( رجوع شود به تاريخ علوم عقلى ج 1 ص 48 ) ( 2 ) سودمند ( فرهنگ نفيسى ) ( 3 ) عقال بندى است كه زانوى شتران را با آن مىبندند ( المنجد )