ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
182
الفهرست ( فارسى )
كتابخانهء بزرگ و خوبى داشت . و از مردمان آموخت . وفاتش در سال دويست و چهل و سه در همان روزى اتفاق افتاده كه حسن بن على بن ابو جعد وفات يافت ، و هشتاد و نه سال « 1 » و چند ماه از عمرش گذشته بود ، اين كتابها از اوست : كتاب مغازى « 2 » عروة بن الزبير . كتاب طبقات الشعراء . كتاب القاب الشعراء . كتاب الآباء و الامهات . مصعب بن عبد الله زبيرى ابو عبد اللّه مصعب بن عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير بن عوام ، و عموى زبير بن ابو بكر ، حجازى « 3 » است كه در بغداد اقامت داشت ، و راويه ، و اديب ، و محدث ، و شاعر بود . پدرش عبد اللّه مرد شرورى بود كه نسبت بفرزندان على عليه السلام گستاخيهائى داشته ، و قصهء او با يحيى بن عبد اللّه معروف است . وفاتش در روز چهارشنبه دوم شوال سال دويست و سى و سه بوده و ابن ابو خيثمه وفاتش را در سن هفتاد « 4 » و شش سالگى دانسته است ، اين كتابها از اوست : كتاب النسب الكبير . كتاب نسب قريش . اخبار زبير بن به كار ابو عبد اللّه زبير بن ابو بكر ، به كار بن عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير بن عوام ، از مردم مدينه و يكى از اخباريان ، و نسابان ، و شاعران صداقت پيشه ، و راويه با جلالت قدرى بود قضاوت مكه را داشت ، و مكرر ببغداد آمده ، و آخرين مرتبه آن در سال دويست و پنجاه و سه بود . محمد بن داود گويد : در همان سالخوردگى ، و پاكدامنى ، در رفتار و اشعارش جوانمردى و مروت و دلاورى را از دست نمىداد . عفّ الصبى متجمّل الصبر * يرجو عواقب دولة الدهر « 5 » جعل المنى سببا لراحته * فيما يسكّن لوعة الصدر « 6 » حتّى اذا ما الفكر راجعه * قطع المنى بتبيّن « 7 » الهجر « 8 » فشكى « 9 » الضمير الى جوانحه * بعض الّذى يلقى من الفكر « 10 »
--> ( 1 ) ف ( نود و شش ) . ( 2 ) ف ( معانى ) . ( 3 ) ف ( حوارى ) . ( 4 ) ف ( نود و شش ) . ( 5 ) عشقورزى را رها كرد و بردبارى را پيشه خود ساخت و اميد خود را بعاقبت كار بست . ( 6 ) آرزومندى را موجب آسايش و تسكين سوزش درونى خود مىدانست . ( 7 ) ف ( فتبين ) . ( 8 ) و همينكه انديشه به او راه يافت همه آرزوها را با آشكار گشتن هجران از دست داد . ( 9 ) ف ( يشكو ) . ( 10 ) ولى ضميرش به سينه شكايت از پاره چيزهائى نمود كه انديشه برايش ايجاد كرده بود .