ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

ترجمه اضافات نسخه خانقاه 21

الفهرست ( فارسى )

شخصيت ابن نديم نام ابن نديم ، و كنيه ، و نام پدرش همان است كه در همه جاى اين كتاب ديده مىشود تنها در كنيه‌اش اختلاف كوچكى است كه برخى - ابو الفتح - دانسته‌اند - نژادش صحيحا معلوم نيست ، كه آيا عرب خالص بوده ، و يا بمللى غير از عرب پيوسته مىشود ، قدر مسلم اينست كه از مردم بغداد بوده ، و براى منظور خود بخارج بغداد ، چون موصل و شهرهاى ديگر مسافرتهائى داشته است . اينكه گويند ابن نديم از علماى علم نجوم و از منجمان علوى مصرى بوده ظاهرا پايه ندارد « 1 » زيرا از كتابش چنين امرى ، حتى مسافرت بمصر ، معلوم نمىشود ، و ممكن نيست كسى چون ابن نديم در جرگهء منجمان خليفه باشد ، و يا در علم نجوم تخصصى داشته باشد ، و از بيانات و كنجكاويهايش چنين معانى استفاده نگردد ، در بغداد به كار وراقى و كتابفروشى مشغول ، و به اين صفت معروفيت داشته . منتهى يك كتابفروش ، يا وراق سادهء نبود كه براى صحافى ، يا نسخه‌نويسى تأليفات علماء نشسته باشد ، بلكه هنرمند ، و در سنجش و ارزيابى كتاب توانا ، و مؤلفى بوده كه بشهادت كتاب الفهرست ، توانسته است با نهايت درايت و دقت آثار باستانى ملل را جمع‌آورى نمايد . و جز آن نيز كتابى بنام - التشبيهات و الاوصاف - تأليف كند . و اين كار در آن دوره و زمان - كه وسائل تحقيق ، و روابط بين‌المللى ، و بدست آوردن مبانى عادات و اخلاق و معلومات ساير ملل بىاندازه دشوار ، و محدود بوده ، اين بغدادى - كه شايد جز عربى زبان ديگر نمىدانسته - كارى انجام داد كه شايسته تكريم و احترام ، و اعجاب و تقدير بوده ، و چراغى برافروخت كه تا دنيا دنياست آن چراغ پرتوانداز زاويه‌هاى تاريكى است ، كه دانشمندان ، اشتياق بكنجكاوى آنها را دارند . اگر ابن نديم - در زمان خود تنها بوراق و كتابفروش معروف بود ، امروز مورخى شناخته مىشود كه تحقيقات ، و گفته‌هايش مأخذ و مستند رجال علم و ادب است . ولى متأسفانه در كتابهاى شرح احوال و آثار دانشمندان چيز قابل توجه و استفاده دربارهء زندگانى ، و سال تولد و ساير كارهايش بدست نمىآوريم و مورخان در اين قسمت چشم‌پوشى كرده ، و شايد از روى تعمد نخواسته‌اند نام او را در صف علماء بزرگ قرار داده باشند . شاهد و مؤيد گفتار ما شرحى بقلم يكى از استادان دانشگاه مصر در مقدمه‌ايست كه براى چاپ الفهرست در سال 1348 هجرى نوشته ، و ما شمهء از آن را ذيلا به نظر خوانندگان محترم مىرسانيم . استاد مزبور كه نامش مجهول مانده گويد :

--> ( 1 ) رجوع شود . كتاب ريحانة الادب چاپ تبريز ج 6 ص 184 .