ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

99

الفهرست ( فارسى )

تا رسيدم به اين شعر : اما الغواد فلا يزال موكّلا * بهوى حمامة او بريّا العاقر « 1 » عماره رو به توزى « 2 » كرده ، و گفت اين رفيق شما چه مىگويد ؟ جوابش داد ، اين دو - حمامه و ريا - زن هستند ، عماره تبسمى نموده و گفت : به خدا سوگند ، آنها دو درخت خرما بن « 3 » است كه در طرف راست و چپ خانهء من قرار دارد . توزى « 4 » به من گفت : اين را بنويس ، ولى من باحترام ابو عبيده از نوشتن خوددارى داشتم . باز گفت بنويس ، اگر خود ابو عبيده اينجا بود ، مصرع دوم اين شعر را مىگرفت . اينجا خانه اين شخص مىباشد . توزى « 5 » از اصمعى آموخته بود . حتى او را باصمعى منسوب مىداشتند . وفاتش . . . و اين كتابها از اوست : كتاب الامثال . كتاب الاضداد . كتاب الخيل و سبقها و اسنانها « 6 » و شباتها و غرتها و اضمارها و من نسب الى فرسه . كتاب فعلت و افعلت . كتاب النوادر . اخبار زيادى ابو سعيد رحمه اللّه گويد : نامش ابو اسحاق ابراهيم بن سفيان بن سليمان بن ابو بكر بن عبد الرحمن بن زياد بن ابيه است ، بر اصمعى و علماء ديگر قرائت داشته ، و كتاب سيبويه را خواند ولى به آخر نرسانيد . اين كتابها از اوست : كتاب شرح ( نكت ) كتاب سيبويه . كتاب الامثال . كتاب النقط و الشكل . كتاب ( تنميق ) الاخبار . كتاب اسماء السحاب و الرياح و الامطار . اخبار رياشى ابو الفضل عباس بن فرج ، برده محمد بن سليمان هاشمى . و رياض مردى از جذام است كه پدر عباس « 7 » برده او بود ، و ازاين‌جهت اين نسبت براى او پايدار ماند . لغت و شعر را مىدانست . و از اصمعى بسيار روايت نموده ، و از ديگران نيز روايتهائى دارد . و ابو الفتح محمد بن جعفر گويد ، رياشى نيم اول كتاب سيبويه را بر مازنى خوانده بود : ابو سعيد از قول ابو بكر بن دريد براى ما حكايت كرد ، كه در وراقان بصره مردى ديدم كه كتاب منطق ابن سكيت را مىخواند ، و براى كوفيان تقدمى قائل بود ، گفته‌هاى او را كه براى رياشى نقل كردم ، گفت ما لغت را از شكارچيان سوسمار و موش‌خوران آموختيم ، و اينان لغت را از

--> ( 1 ) اما دل من در هواى حمامه و رياى بىمانند پايدار بوده و هست ، و در مجمع البلدان دارد ( بهوى جمانه ) ر . ك معجم البلدان زير كلمه ( عاقر ) . ( 2 ) ف ( الثورى ) . ( 3 ) ف ( رملتان ) جب ( زملتان ) و زمله خرما بن است ( منتهى الارب ) و رمله تودهء از شن و يكى از معانى عاقر است ( اقرب الموارد ) . ( 4 - 5 ) ف ( الثورى ) . ( 6 ) ف ( و انسابها ) . ( 7 ) ف ( الرياشى ) .