ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

81

الفهرست ( فارسى )

جزوهء بعاريت گرفت ، و روز بعد به من برگردانيد . و در يك شب تمامى آن را بخاطر سپرده بود ، درحالىكه آن جزوه پنجاه ورق داشت . ابو محلم مىگفت : در سالى به دنيا آمدم كه در همان سال منصور به حج رفت . وى در سال دويست و چهل و هشت وفات يافت ، و اين كتابها از اوست . كتاب الانواء ، كتاب الخيل . كتاب خلق الانسان . ابو مهديه اعرابى ، و مصاحب غريب بود ، بصريان از وى روايت كرده‌اند . وى در هر سال مدت كمى گرفتار بيمارى چشم مىشد « 1 » . و تصنيفى ندارد . ابو مسحل اعرابى كنيه‌اش ابو محمد ، نامش عبد الوهاب بن حريش ، به سمت نمايندگى ببغداد آمد و بر حسن بن سهل وارد شد . و در تصريف با اصمعى مناظراتى دارد . اين كتابها از اوست : كتاب النوادر . كتاب الغريب ( الوحشى ) « 2 » . ابو سروان عكلى از بنى عكل ، اعرابى فصيحى است كه در باديه آموزگار بود . و اين را يعقوب بن سكيت ( به خط خود ) نوشته ، و اين كتابها از اوست : كتاب خلق الفرس « 3 » . كتاب معانى الشعر . ابن « 4 » ضمضم كلابى ابو عثمان ، سعيد بن ضمضم ، از باديه بر حسن بن سهل فرود آمد ، و درباره او اشعار بسيار خوبى دارد ، كه از آن جمله قصيده‌ايست كه با آن قافيه « 5 » كسى بر وى سبقت نداشته . و اولش اين است : سقيا لحى باللّوى عهدتهم * منذ زمان ثمّ هذا عهدهم « 6 »

--> ( 1 ) ف ( يهيج به المبرد ) ( بهيج به المره ) و مره تباهى چشم از بىسرمگيست ( فرهنگ نفيسى ) . ( 2 ) ف كلمهء ( الوحشى ) را بالاى ابو ثروان عكلى قرار داده است . ( 3 ) ف ( كتاب خلق الانسان ) . ( 4 ) ف ( ابو ) . ( 5 ) ف ( لم يسبق الى ما فيها ) جب ( لم يسبق الى قافيتها ) . ( 6 ) سيراب و شاداب باشد خاندانى كه ديرزمانى است آنها را مىشناسم و اكنون هم دوران آنان رسيده است .