ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

72

الفهرست ( فارسى )

و ابو عمرو شيبانى ، و ابن اعرابى و سيبويه و فراء و كسائى ، و نوشتجاتى از اصحاب حديث ، مانند سفيان بن عيينه ، و سفيان ثورى ، و اوزاعى ، و ديگران در آنها ديده مىشد و چيزى ميان آنها ديده شد كه دلالت داشت بر اينكه نحو از ابو اسود است . و آن چهار ورقى بود كه گويا ورقش چينى ، و بر آن نوشته بود : در اينجا كلامى است در فاعل و مفعول ، از ابو اسود رحمه اللّه و در زير اين خط . بخطى قديم نوشته بود ، اين است خط علان نحوى ، و در زير آن داشت ، اين است خط نضر بن شميل . پس از وفات اين شخص ، آن كتاب‌دان و هرچه در آن بود ، ناپديد گرديده . و خبرى از آن بدست نيامد . و من با جستجوى فراوانى كه از آن نمودم ، جز همان قرآن ، نه چيزى از آن ديدم ، و نه چيزى از آن شنيدم . نام كسانى كه نحو را از ابو اسود دوئلى فرا گرفتند گروهى مانند : يحيى بن يعمر ، و عنبسة بن معدان ، كه همان عنبسة الفيل است ، و ميمون بن اقرن ، نحو را از ابو اسود فرا گرفتند . برخى از علماء گويند : نصر بن عاصم نيز از ابو اسود آموخته بود . اما يحيى بن يعمر ، وى از عدوان بن قيس بن غيلان بن مضر ، همپايه بنى ليت بن كنانه است ، كه مردى امين و عالم بود ، از وى نقل حديث كنند . و ابن عباس ، و ابن عمر ، و ديگران را ديده داشت ، و قتاده و غيره از او روايت كرده‌اند . اما عنبسة ، بن معدان فهرى ، مردى از مردم ميسان « 1 » است ، كه ببصره آمده و در آنجا اقامت كرد ، و بدين جهت وى را ملقب بفيل داشتند ، كه پدرش هزينه فيل زياد را عهده‌دار بود ، و به اين نام خوانده مىشد . پس از عنبسة ، عبد اللّه بن اسحاق حضرمى ، بردهء حضرموت است كه فرزدق او را به اين شعر هجو كرد : فلو كان عبد اللّه مولى هجوته * و لكنّ عبد اللّه مولى المواليا « 2 » و از كسانى كه در دوران خود سرآمد اقران گرديد ، عيسى بن عمر ثقفى است ابو سعيد رحمه اللّه برايم حكايت كرد : كه مزاحم بن ابو سعد « 3 » از قول مازنى ، و او از قول

--> ( 1 ) ميسان شهريست ميان واسط و بصره ( قاموس الاعلام تركى ) . ( 2 ) عبد اللّه اگر تنها بردهء بود ، من هجوش مىكردم ، ولى او بردهء بردگان مىباشد . ( 3 ) ف ( ابو سعيد ) .