شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
478
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
بيتها و مصراعهاى فارسى آنكه از حق به حق دهد پيغام * آنكه پيغمبريش باشد عام ص 2 از كوزه برون همان تراود كه دروست ص 227 از واقعهاى ترا خبر خواهم كرد * و آن را به دو حرف مختصر خواهم كرد . . . ص 396 اين ثناها گفتنم ترك ثناست * كين دليل هستى و هستى خطاست ص 1 تا نباشد چاره هرگز بعد را از اتصال * تا نباشد چاره هرگز جسم را از انقسام . . . صفحه 2 حاشيه حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم برو * ور به حق گفت جدل با سخن حق نكنيم ص 209 ، 229 خوردن براى زيستن و ذكر كردن است * تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است ص 229 در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست ص 375 گويند به حشر جست و جو خواهد بود * و آن يار عزيز تندخو خواهد بود . . . ص 397 يار مشمار آنكه در نعمت زند * لاف يارى و برادر خواندگى . . . ص 229