شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

473

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

128 ، 69 - و گفت : مگذار كه جاهل شمشيردار نزديك تو آيد « 173 » ، وزنى را كه ميل دلها به طرف او باشد و خود را از پرده بر مىآرد ، مگذار كه فراخ‌دامانى كند ، و پشته پشته آتش‌ها كه روشنيش كم و دودش بسيار ، نزديك است كه به وزيدن بادى « 174 » بر طرف گردد . 128 ، 70 - بدان كه بندهء شكم و فرج در دارين ، به لعنتى گرفتار است كه نمىگذارد در عقب ايشان عمل چيزى را كه به ايشان رسد ، و مىبرد ايشان را به بدترين برزخ‌ها كه پر باشد از عذاب . 128 ، 71 - گفت : عقل نور « 175 » خداست ، غير نور به آن نور راه نمىبرد ، و ظاهر نمىشود صورت فردانيت مگر در آئينه فردانيت كه نفس آئينه خداست كه آينه‌هاى جسمى به آن مشابهت « 176 » ندارند . هرگاه اين تركيب « 177 » رشتهء التيام از هم گسست و جدا گشت ، واحد « 178 » به توحيد پيوست . 128 ، 72 - و گفت : توجه و فكر را به سوى آثار مصروف دار ، و خدا را به آيات حسنهء ستوده به شواهد هيبت حضور بشناس ، به درستى كه فكر و انديشه را به ساحت جلال « 179 » رب الارباب راه نيست ، و مسلط بر آن نمىشود . 128 ، 73 - و گفت : اى اهل مدينهء فاضله ذكر كنيد پروردگار خود را به آوازهاى جامع بلند از روى تفخيم و تعظيم ، چه ترا « 180 » حسن داده و طراوت بخشيده ، اى مدينه به نغمه‌سرايى « 181 » در آر به ذكر خداى بازارها و راه‌ها و كوچه‌ها و خانه‌ها و سطح‌هاى [ شهر ] خود را ، وقت

--> ( 173 ) - د : و گفت : جاهل شمشيردار را مگذار كه به پيش تو آيد . ( 174 ) - د : مىشايد كه از وزيدن بادى . ( 175 ) - اساس : عقل تو نور . ( 176 ) - اساس : مگر در فردانيت كه آينه‌هاى جسمى به او مشابهت . ( 177 ) - د : چون تركيب . ( 178 ) - د : از هم گسيخت واحد . ( 179 ) - د : بشناس كه فكر و انديشه را به ساحت شناخت جلال . ( 180 ) - د : تعظيم كه چه چيز را . ( 181 ) - اساس : اى مدينه به نعمت سراى .