شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
466
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
حاضر آيند ؛ روز قيامت از هر هزار ، نهصد و نود و نه « 103 » از قبرها برخيزند ايشان كشتهء عبارات باشند ، چون كشتههاى شمشيرها ، و بر گردن ايشان است خون ايشان كه غافل شدند از معانى و به صنعت و كار در نياوردند « 104 » مبانى را . 128 ، 38 - و گفت : حقيقت يك آفتاب است كه متكثر و متعدد مىشود به تعدد مظاهر از دريچهها و روزنها و شكافها ، كه شهر يكيست و خانهها بسيار و راهها بىشمار . 128 ، 39 - و گفت : به درستى كه مردان به مرتبهء اهليت نرسند « 105 » ، مگر به اكتساب معارف كريمه و اتصاف به مكاشفات عظيمه به تعب بسيار و مشقت بىاندازه . 128 ، 40 - و گفت : در زمان ما جمعى ظاهر شدهاند كه بازىهاى متخيله را وقتى كه به ايشان استهزا كند ، مكاشفه « 106 » مىانگارند يعنى خيالاتى كه حاصل مىشود « 107 » نفس را از ارتكاب خوردنىهاى حشيش ردى « 108 » . 128 ، 41 - گفت : اول شروع در حكمت بر آمدنست از دنيا ، و ميانهء آن مشاهدهء انوار الهى است ، و آخرش سفر غير متناهى . 128 ، 42 - و بعد از ذكر معقولات مىگويد : نظر كن كه چگونه است حكمت كسى كه نظر كند در احوال روحانيان و در شناخت راهى كه برسد به مشاهدهء جمالشان « 109 » به نردبان خلع و قطع و علوم عميقه و دقيقه « 110 » كه به صحت آنها گواهى مىدهند امم فاضله ، و بران نردبان است مدار حكمت و اعتماد حكما كه مشائين را تشنيع مىكرد از رهگذر
--> ( 103 ) - د : از هر هزار كس نهصد و نود و نه . اساس : از هزار و نهصد و نود و نه . ( 104 ) - نسخهها : كار در آوردند . ( 105 ) - د : و گفت كه مردان به مرتبهء اهليت نمىرسند . ( 106 ) - را در وقت استهزاء به ايشان مكاشفه . ( 107 ) - د : حاصل شود . ( 108 ) - د : خوردنىهاى ردى . ( 109 ) - د : در شناخت طريق مشاهدهء جمال ايشان . ( 110 ) - اساس : عميقه كه به .