شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
424
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
كه من مصاحب شدم كسى را كه چون گرسنه مىشد ، صبر بسيار مىفرمود . و چون طعام حاضر مىساختند ، گريه مىكرد . و بعد از آن مىخورد و مىگفت : خداوندا تو [ 111 - ب ] مرا خلق كردى ، و تو مرا محتاج گردانيدى ، و به عزت خطاب گرامى ساختى ، پس ببخش مرا آنچه وعده كردهاى . 109 ، 3 - و اين سخن ازين صديق شكايت بود از تلخى روزگار . بلى كسى كه شناسد چيزى را به درستى كه الم آن چيز به آن كس سختتر ، و بزرگتر و رساتر خواهد بود . و من آن وقت كه او دعا مىكرد مىگفتم : خداوندا سؤال مىكنم از تو به غير تحكم « 11 » بر تو ، اينكه كفايت كنى مرا مؤنت اين بدن كه سبب همهء مذلتهاست ، و اصل همهء حاجتها ، و كشندهء « 12 » همهء بلاها و خواهندهء همه خطاها ، و اينكه خلاصى دهى مرا ازين جسد به آسانترين وجهى و نيكوترين حالى به بهترين بازگشتى و جميعترين دلى به عنايت و فضل خود اى صاحب منت و نعمتها . 109 ، 4 - پس اگر ببينى كه توفيق يافتى در استعمال آن ؛ پس « 13 » سبك كن پاى خود را ، و بر كمر زن دامان خود را ، و كوتاه ساز امل خود را [ و پاكيزه ساز خلق خود را و روشن ساز چشم خود را ] « 14 » ، كه به مطلوب مىرسى ، و سالم مىمانى « 15 » ، و لذت مىچشى و ندامت نمىبرى » . 110 - ابو الحسن محمد بن يوسف عامرى [ درگذشتهء 381 ه ] 110 ، 1 - در خراسان حكمت آموخت ، و رفت پيش [ ابو ] زيد بلخى ، و توجه بغداد كرد ، و برسيد به آنجا ، و اخلاق اهل آن بلاد او را خوش
--> ( 11 ) - د : تغير به حكم . ( 12 ) - د : كشانيده . ( 13 ) - د : « پس » ندارد . ( 14 ) - اساس : ندارد . ( 15 ) - اساس : و به تالم نمىمانى .