شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

414

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

101 - محمد بن احمد معمورى بيهقى [ درگذشتهء 485 ه ] 101 ، 1 - ثانى بنى موسى بود در رياضيات ، و آنچه او در مخروطات [ 109 - الف ] نوشته است احدى در آن باب برو پيشى نگرفته است ، و عمر [ خيامى ] اعتراف به دانش او درين علوم نموده است . 101 ، 2 - اتفاقا به جهت رصدى كه ملك شاه امر كرده بود او را ، به اصفهان رفت « 1 » و تا روزگار سلطان محمد آنجا ماند ، و چون سوختن اصحاب كوه‌ها و قلعه‌هاى باطنيه اتفاق افتاد و سلطان محمد متوجه شد به اين كار ، معمورى ديد تسعير « 2 » درجهء طالع سلطان متصل به نحس ، پس « 3 » ازين اتصال ترسيد و از خانهء سلطان بر آمده به منزل بعضى از ياران خود در آمد ، و منزوى شد در خانه . و چون باطنيه گرفتار شدند و كشيدند ايشان را به جهت سوختن به موضعى زنان و صبيان به جهت تماشا جمع آمدند و زنى به جهت تماشا بر پشت خانه كه معمورى در آن بود بر آمده ، چون مطلع شد كه شخصى در آنجا پنهان است فرياد بر آورد كه اى مردمان درين خانه قرمطى هست . مردم در آمدند و معمورى را گرفتند و كشتند . چون كشتهء او را بر آوردند خادمان سلطان شناختند او را ، و كشنده‌ها را ملامت نمودند وقتى كه ملامت سود نداشت ، و پرهيز از قضائى كه واجب شده بود و تأخير از اجل معين و گريز از عاقبت كار مفيد نيفتاد .

--> ( 1 ) - اساس : آمد ، د : براند . ( 2 ) - نسخه‌ها : تيسير . ( 3 ) - د : « پس » ندارد .