شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

404

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

استراحت ايشان اين چنين سخنان باشد ، چه گمان توان برد وقتى كه از روى جد و اهتمام در مطلبى ذهن خود را به يافت آن منصرف دارند ، و غايت باريك‌بينى و دقت به جا آرند ؟ ! بعد از آن گفت : مرا خوش آمده است آنكه حكايت مىكنند از ذيمقراطيس كه گفت كه : شناكننده در بحر [ ما ] را ساحل نيست مگر همان بحر . 89 ، 3 - ابن بابويه جميع فقرات ارسطو [ را ] كه در باب سياست به اسكندر نوشته بود حفظ كرده بود ، و آنچه مشافهه هم به اسكندر گفته بود همه را به خاطر داشت ، و مىگفت : الحال جميع اطوار و رسوم اهل زمان غير آن چيزيست كه اين حكيم بزرگوار از براى آن پادشاه عالى مقدار قرار داده . سببش آنست كه مردمان ربقهء اطاعت دينى كه جامع خيرات دينى و دنياويست از گردن خود بر آورده‌اند ، و عهد عقلى كه ناظم صلاح معاش عامه و خاصه است ترك نموده‌اند ، و رابطهء حيا را كه مانع ارتكاب اسباب گمراهيست و باعث رفتن طريق هدايت و رشد است گسسته‌اند ؛ و زمانى كه اهل آن از شعار دين و زينت عقل و رباط حيا منسلخ شده باشند به غايت فساد رسيده‌اند ، و من علاج و دواى درد ايشان به غير از شمشير تيز چيزى ديگر نمىدانم . 89 ، 4 - او دوست دارندهء حكمت اهل حكمت و كثير الفضائل بود و لحظه‌اى بىصحبت دانايان و حكما نمىبود ، و بخشش و احسان بسيار نسبت به آن طبقه به جا مىآورد و صاحب اخلاق ستوده و همت عليه بود . 90 - الصاحب [ 107 - الف ] ابن العميد « 1 » [ درگذشته 360 ه ] 90 ، 1 - او را از فضايل و محاسن اخلاق بهرهء تمام بود ، بر نهجى كه

--> ( 1 ) - د : ابن عميد .