شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
383
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
63 ، 3 - و نيز ابو الفرج مىگويد كه : متكلمى در همسايگى ما بود ، خناقى او را عارض شد ، من به عيادت و پرسش او رفتم . او گفت كه : از طريق طب مرض مرا چه مناسب است ؟ گفتم : ماء الشعير نيم گرم با آب انارى و رب توت و سركا بايد خورد ، شيرهء كاسنى با فلوس خيار شنبر ، و رگ گشودن قيفال و امثال اينها . گفت : چه چيز مرا ضرر دارد ؟ گفتم : آنچه گرم است . گفت : چگونه است عسل مصفى و عصيدهء خرما ؟ گفتم : نعوذ بالله اينها باعث هلاك تو مىشوند . پس گفت شاگردان خود را كه : من مخالفت اطبا را عقيده و مذهب خود ساختهام و خدا مرا نيامرزد كه اگر من مخالف عقيدهء خود كارى كنم و تابع طبيب شوم . پس ما از پيش او برخاستيم و او آنچه مىگفت خورد و مرد پيش از غروب آفتاب . و كتاب مفتاح بغايت نافع است و از سخنان اوست كه : 63 ، 4 - در وقت جد قوى باش ، و در وقت هزل ضعيف . 63 ، 5 - نيست مرد مگر جائى كه نفس و توجه اوست . 63 ، 6 - و او را اشعار بسيارست . 64 - ابو سهل عيسى مسيحى گرگانى [ درگذشته 401 ه ] 64 ، 1 - حكيم بود كه در طب استيلاى غالب داشت ، و در طب تصانيف بسيار دارد ، و خوارزمشاه مأمون بن محمد به او مربوط بود . و در جرجان متولد شد ، و در بغداد نشو و نما يافت ، و علم آموخت ، و از براى خوارزمشاه كتاب لطيفى در علم تعبير تصنيف نمود . و او نصرانى بود ، و به معبد نصارا حاضر نمىگشت ، و در منزل عبادت مىنمود .