شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
355
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مىگردد بر تو حق ، پس سزاوار است كه مزين به لباس عقل شويم . 42 ، 6 - و از جلالت قدر و بزرگىشان به جائى رسيد كه جامع بود ميان مرتبه يحيى نحوى و مرتبهء برقلس ، و بر ايشان « 9 » سخنان بسيار داشت كه به دستههاى كاغذ بيان كرده نشود . 42 ، 7 - و ابو سليمان سنجرى ذكر كرده است كه او با جمعى پيش جعفر بن بابويه در سجستان جمع آمدند ، سخن فلاسفهء اسلام مىگذشت . ملك گفت : با وجود كثرت اين حكما در ميان ايشان كسى كه قائم مقام سقراط و افلاطون تواند شد نيافتيم . ملك را گفتند : كندى هم ؟ گفتند : نه ، كندى با بسيارى علم و خوبى استنباط او « 10 » روى اللفظ و بىمزه گو بود ، متوسط بود و به لغز و رمز حكمت فلاسفه را بيان مىنمود ، و ثابت هر چه مىگفت به شرح و بسط ظاهر مىكرد ، و اين شق را بر گردن خود لازم ساخته بود ، و بعد از ايشان همه مردم متفاوتاند ، و در اين باب اين هر دو مقدماند . 42 ، 8 - و پيش ثابت ذكر فيثاغورث مىگذشت در باب عددى كه تأليف او بود كه معنى آن مفهوم نمىگردد « 11 » . ثابت گفت : فيثاغورس و شيعهء او بزرگقدرتر و جليل مرتبهتر از آنند كه ازيشان خطا و سهو و نسيان در شناخت امور عقلى سر زند ، پس مىتواند بود كه ايشان از طبيعت « 12 » عدد بر چيزها و سرها واقف شده باشند كه آنها به ما و به جماعتى كه پيش از ما بودند نرسيده باشد « 13 » ، و نيز اينكه علوم ايشان بر طرف شده باشد ، و نرسيده به اين جاها .
--> ( 9 ) - د : برفلس را و پريشان . ( 10 ) - د : « او » ندارد . ( 11 ) - اساس : مفهوم آن نگردد . ( 12 ) - اساس : طيبت . ( 13 ) - اساس : « باشد » ندارد .