شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
349
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مىشوند . 38 ، 62 - و گفت : بدترين صبيان بىحياترين ايشان است ، پس سزاوار آنست كه طمع اصلاح نداشته باشند البته و آنكه بدترين صبيان است و بىحيا نيست از اصلاح او مأيوس نمىبايد بود . 38 ، 63 - و گفت : حيا ترسيدن صاحب حياست از رهگذر تقصيرى [ 94 - ب ] كه واقع مىشود پيش كسى كه او افضل ازوست . 38 ، 64 - و گفت : مهيا مىشود از براى انسان از رهگذر افراط محبت كه او بر نفس خود دارد ، اينكه گمان دارد به نفس خود از نيكويىها آنچه او را نيست ، چنانچه جمعى اعتقاد اين به خود دارند كه شجاعاند و كريماند ، و حال آنكه نه آن چنانند . اما عقل نزديك به آنست كه بيشترين مردمان به خود گمان داشته باشند كه در عقل بر ديگران سبقت دارند ، و نزديكترين مردمان كه به خود اين گمان داشته باشد كه در عقل كمترين همه است . 38 ، 65 - و گفت : كسى كه قدرت بر جور و ستم داشته باشد و نكند ، و عاقل كسى است كه بشناسد هر چيزى را كه در طبيعت ايشان است در حقيقت . 38 ، 66 - و گفت : جاى شگفت است كه گمان بردند مردمان به نفس خود كه ايشان متصفاند به صفاتى كه واجب است بر آن صفات بودن ، و حال آنكه نه بر آن صفات باشند . 38 ، 67 - و گفت : چنانچه كسى كه مزاج بدن او تغيير يافته باشد ، و او در سن پنجاه سالگى باشد ، او ترك معالجه نمىكند ، و بدن را تسليم بيمارى نمىسازد ، تا فاسد و ضايع گردد . همچنين سزاوار است ما را كه خود را باز نداريم ازين كه بدن ما را صحت بر صحت افزايد ، و فضيلت بر فضيلت افزوده شود ، اگر چه قدرت نداشته باشيم كه نفس خود را