شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
321
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
نكند ، و كسى را كه فرود اوست تحقير « 77 » ننمايد . آنچه ازو نيست طلب نكند ، و آنچه ازوست ضايع نگرداند ، نگويد آنچه نداند « 78 » و آنچه داند پوشيده « 79 » ندارد . از حق خود تجاوز نكند ، و چيزهاى مردمان را كم نسازد ، مردمان ازو در راحت باشند ، نفس او ازو در رنج باشد ، نفس خود را بر حق دارد اگر دوستدار حق باشد و اگر نباشد ، نفس خود را متهم دارد بر گناه « 80 » ، و به وعظ واعظان وعظپذير باشد ، به عمل خير سريع و راغب بود ، و به عمل شر بطى و محترز باشد ، در عمل نيكو قوى « 81 » و از معاصى ضعيف بود ، شهوتها و اسباب [ آنها را كم داند آنچه قربت است و اسباب و ] « 82 » ، وسيلهء قربت است نيكو شناسد ، در مال خود صاحب احسان باشد ، و در مال غير پرهيزكار و به عفت [ 87 - الف ] بود ، و در دنيا مثل غريب است كه همت او مصروف به روز بازگشت اوست ، و حركت او به جهت امر به معروف است و نهى از منكرات ، و خلوات « 83 » او موافق آشكاراى اوست ، و سخن او مطابق فعل اوست . 37 ، 38 - اى پسر من ، بفهم حكمت را و صفات حكمت را ، و آن را مشغولى خود ساز ، و نفس خود را فارغ كن از براى آن . بدان كه حكمت صورت صلاح نمىيابد مگر به لين و هنوارى و لين انبان حكمت « 84 » است . به درستى كه مثل حكمت به غير تدبير مثل كسى است كه او را ماليست در غير تصرف « 85 » نگهبان آن كه آن را از براى دزدان مباح ساخته باشد ، يا مثل گوسفنديست كه شبان مىراند به غير آرام جاى خود كه مباح گرداند آنها را از براى گرگان ، يافت آنها [ را ] كه ضايع شدهاند و گرگ خورده . و نگاهدار با وجود اينها
--> ( 77 ) - د : كه خردتر ازوست تحقير . ( 78 ) - د : و آنچه نداند نگويد . ( 79 ) - اساس : و آنچه نداند پوشيده . ( 80 ) - اساس : متهم دارد ذات خود را بر گناه . ( 81 ) - اساس : از عمل نيكو . د : در عمل خير قوى . ( 82 ) - اساس : ندارد . ( 83 ) د : امر معروف است و نهى منكرات و خلوت . ( 84 ) - د : مگر به رفق و نرمى و هموارى . ( 85 ) - د : در تصرف غير .