شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 38
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
بوده است ( برون 25 ) D ( ) . اين روش را دانشمندان يهودى و مسيحى و اسلامى و جز آنها نيز در رد و نقض آنچه را كه رفض و كفر و نفاق مىپنداشتند به كار مىبردهاند . نمونهء آشكار آن كار ارسطو است در دفترهاى آلفاوموونوى الهى يا متافيزيك كه در آن از انديشهء فيثاغورس و افلاطون دربارهء تعليميات يا اعداد و كليات يا مثل خرد گرفته است و دورنمايى از آن را در مقالهء هفتم الهى شفاء ابن سينا مىبينيم . سرگذشتنگاران و زندگى نامهنويسان در دفترهاى افلاطون و گزنوفون و ارسطو اشاراتى به سرگذشت فيلسوفان هست . اريستوكسس « 169 » تارانتى خود سرگذشتنامه دارد كه در آن طرفدارى و طرفگيرى كرده است . ديسآرخوس « 170 » شاگرد ارسطو سرگذشتنامهاى نوشته است به ويژه براى فيثاغورس و افلاطون ، و نئانثسوس سيزيكوس « 171 » براى مردان نامور ديگر ( فيثاغورس ، هراكليتوس ، امپدكلس ، پلاتون ) و او همنام نگر است و افسانه دوست ، گذشته از اينها ميتوانيم ازين نگارندگان از روى نوشتههاى ديوگنس و اثينايوس ياد كنيم : آنتيگون « 172 » كرائيستى « 173 » كه روش استتيكى دارد فه فلسفى . شاملئون « 174 » پونتى « 175 » كه آن را دنبال كرده است . اريستون « 176 » ژوليسى « 177 » كه تاريخ رهروان يا مشائيان دارد
--> ( 169 ) - Aristoxenes ( 170 ) - Dicearque ( 171 ) - Neanthus ciziqus ( 172 ) - Antigon ( 173 ) - Crayte ( 174 ) - Chameleon ( 175 ) - Pontt ( 176 ) - Ariston ( 177 ) - Joulis