شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

286

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

32 ، 77 - اسكندر گفت : از من طلب كنيد از براى عامهء خود هر چه مىخواهيد . گفتند : [ از تو جز خلود نخواهيم ] « 73 » . اسكندر گفت : كسى كه قدرت ندارد كه از براى خود متاع خود را در عمر خود زياده سازد كه ديگرى مالك نشود آن چگونه قدرت بر خلود داشته باشد « 74 » ؟ گفتند : هرگاه تو دانستى اين را ، پس چه اراده دارى از جنگ خلايق و كشتن ايشان و جمع ساختن گنجهاى عالم چون ازين‌ها دور خواهى شد . اسكندر گفت : اين جنگ و كوشش من از جانب خود نمىكنم ، بلكه پروردگار من به جهت اظهار دين و كشتن كسى كه او را نشناسد بر اين كار انگيخته است ، اما شما نمىدانيد كه موجهاى دريا به حركت نمىآيند تا باد ايشان را تحريك ننمايد ، پس من هم همچنينم كه اگر پروردگار من مرا برين كار نمىداشت ، از جاى خود حركت نمىنمودم . ليكن چون فرمان‌پذير پروردگار خودم ؛ امر او را به جا مىآرم ، تا اجل من برسد ، آن وقت از دنيا برهنه بيرون خواهم [ 78 - ب ] رفت ، چنانچه برهنه آمده بودم . 32 ، 78 - بعد از آن عنان توجه را به جانب ديگر منعطف داشت . كتابتى نوشت به استاد خود ارسطو ، و اعلام نمود آنچه ديده بود در زمين هند از عجائب و غرايب ، تا « 75 » مطلع سازد او را در سياسات « 76 » امور و تدبير بلاد و شهرها و امم كه گرفته « 77 » بود . 32 ، 79 - بعد از آن متوجه صين شد ، و ميان او و ميان پادشاه صين كتابات و مراسلات به تكرار انجاميد . آخر كار به آن قرار يافت كه پادشاه صين گردن اختيار در ربقهء اطاعت و فرمان‌پذيرى در آورد ، و فرستاد تاج خود را به جهت اسكندر و گفت : تو به اين كار سزاوارتر از منى ، و

--> ( 73 ) - نسخه‌ها : گفتند كسى كه ملك خلود و هميشگى راست زياده نمىسازد غير خلود . ( 74 ) - د : بر خلود باشد . ( 75 ) - اساس : غرايب و مطلع . ( 76 ) - اساس : او را در راى سياسات . ( 77 ) - اساس : كه كرده بود . د : شهرها امم كه .