شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
283
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
32 ، 64 - پس خود متأمل مىبود تا آنكه به خاطر رساند كه هر جا اهل صنعتى در لشكر اوست جمع آرند ، و صورتها و تمثالها به شكل فيل ترتيب نمايند . بيست و چهار هزار صورت مرتب گشت . آنها را بر كرهاى آهنى درون خالى نصب كردند و از انگشت پر ساختند ، و از آنها صفها آراستند ، و سلاحها پوشانيدند ، و در درون آنها آتشها افروختند . 32 ، 65 - چون صفوف خود را اسكندر برين نهج ترتيب داد [ 77 - ب ] پادشاه هند با سواران بىشمار ، و فيلان و سباع بسيار ، متوجه اسكندر شد . فيلها به جانب صورتها روان شدند ، صورتها را به خرطومها در هم پيچيدند و در هم نورديدند . از آن حركت آتش درون شعله زدن گرفت و زبانه كشيد ، آتش در فيلان افتاد و همچنين در سباع ، تا آنكه برگشتند به عقب و لشكر فور پامال گشت و كشته شد . 32 ، 66 - ذو القرنين با لشكر خود از عقب فيلان حمله آوردند ، و جنگ در پيوست ، و مقاتله به شب رسيد ، و همچنين تا بيست روز متصل جنگ پيوسته بود ، تا آنكه طرفين از كار رفته از كارزار برگشتند . اصحاب اسكندر را كشتن و گريز و تلف بسيارى روى داد . اسكندر را ازين معنى هراسان گشت و در وهم شد . 32 ، 67 - آواز بلند ساخت كه اى فور ، پادشاهان را سزاوار نيست كه لشكر خود را در معرض هلاكت اندازند ، و در وقتى كه خود قدرت بر دفع داشته باشند . و به تحقيق كه تو ديدى كوشش و كشش اصحاب ما را ، پس چه چيز است كه ما را به اين مىخوانى ؟ بيا كه من و تو با يكديگر جنگ كنيم ، و نبرد آوريم . هر كه كشته شود ، لشكر و مملكت ديگرى غالب شود . 32 ، 68 - فور را ازين سخن تعجب « 63 » روى داد ، به جهت آنكه او عظيم
--> ( 63 ) - اساس : تعب .