شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

233

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و او را از براى فصد و داغ مقرر ساخت . سيم نافرون كه او را به جهت عمل جراحات منفرد گردانيده بود . چهارم سرجس كه به علاج چشم تعيين « 5 » كرده بود ، پنجم مانيوس و او را از براى استخوان شكسته و مثل آن قرار داده بودند . 28 ، 10 - بعد از هزار و چهار صد و بيست روز اسقلبيوس دوم پيدا شد و نظر كرد درين اقوال وراى افلاطون « 6 » را صواب ديد ، و اعتماد كرد بران و مرد . و شاگردان بگذاشت كه بقراط و ماغاريس وارخيس بوده باشد . ماغاريس بعد از چند ماه مرد . بعد از آن ارخس نيز ملحق به او شد . ماند بقراط وحيد روزگار « 7 » خود در كمال و فضايل ، صنعت و تجربه و قياس به قوت او قوت پذيرفت . و چون ديد بقراط كه صنعت طب نزديك شده كه بر طرف گردد ، نوشت آن را . 28 ، 11 - پس جماعت ثلاثهء مذكور كه « 8 » از نسل اسقلبيوس اول بودند ازو بهم برسيدند « 9 » ، تا آنكه نماند از ايشان بقيه‌اى مگر از « قو » كه بقراط احياى آن نمود . 28 ، 12 - و نظر كرد در اقاويل اقران او از اهل جزاير سه‌گانه « 10 » . پس يافت بسيارى را از آنها كه آراى باطله را فرا گرفته‌اند ، كه در هر زمان صورت تزايد مىپذيرد ، و ترسيد كه فساد بسيار شود ، و ضايع گردد آنچه جد او اسقلبيوس گذاشته است و مندرس شود صنعت طب پس به آن « 11 » قرار يافت كه آن را در كتب ثبت گرداند به عبارات مشكل . 28 ، 13 - و گفت به پسران خود كه ثاساليس و ذراقن است كه تعليم دهند هر كرا كه مستحق است از خويشان و غريبان ، از براى آنكه تامل نمود

--> ( 5 ) - نسخه‌ها : معين . ( 6 ) - د : و آراى افلاطون . ( 7 ) - د : ماند ابقراط و در روزگار . ( 8 ) - اساس : ثلاثه كه . ( 9 ) - د : رسيدند . ( 10 ) - اساس : اهل جزاير پس . د : اهل جرلوسكانه . ( 11 ) - اساس : طب را پس ، د : طب به آن .