شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
224
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
اصلا مقصدى نيست او را . 27 ، 43 - بيمار شد ، برادران او به پرسش او آمدند ، گفتند او را كه : صبر كن و جزع و اضطراب منماى كه امر خداست و چاره نيست در آن . گفت : اين سخن شما سختتر است پيش من از بيمارى . 27 ، 44 - پرسيدند كه كرم چيست ؟ گفت : پاكيزگى از بدىها . 27 ، 45 - پيرى را ديد كه ريش خود را رنگ كرده بود ، گفت او را بر تقديرى كه پوشيده دارى سفيدى را « 33 » چگونه پوشيده مىدارى ناتوانى و ضعف خود را ؟ 27 ، 46 - پرسيدند كه چگونه سزاوار است انسان را كه به خشم نيايد ؟ گفت : بايد كه هميشه در خاطر خود بگذراند كه واجب نيست كه كسى خادم و فرمانپذير داشته [ باشد ] ، و اينكه صبر نمايد « 34 » بر تكليف او ؛ بلكه او فرمانپذير و خادم است ، و صبر او را بايد كرد ، به درستى كه هرگاه اين معانى را به خود قرار دهد غضب او كم مىشود . 27 ، 47 - اسكندر به طلب او كس فرستاد ، او پيغام داد كه آنچه مانعست ترا از آمدن پيش ما ، همان مانعست مرا از آمدن پيش تو . 27 ، 48 - بيمار شد در خانهء شخصى ، اصحاب او به پرسش آمده گفتند : چه كس ترا دفن نمايد ؟ گفت : نمىبينم سزاوار به اين امر مگر صاحب خانه . 27 ، 49 - گفت : كسى كه اراده كند كه مذهب او خوب باشد ، بايد كه طريق و روش او نقيض طريق بيشترين مردمان باشد . 27 ، 50 - گفت او را مردى كه ما را سخن « 35 » نمىگوئى ؟ گفت : نه ، از
--> ( 33 ) - د : « را » ندارد . ( 34 ) - د : داشته دارد و اينكه صبر نمايند . ( 35 ) - د : سختى .