شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

193

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

13 ، 28 - آلت نجوم و صنعت‌ها هميشه در دست داشت . 13 ، 29 - ديدم من در كتاب سياست الملوك كه ترجمه كرده است آن را پسر بطريق « 34 » از براى مأمون كه اين حكيم فاضل را اكثر علماى يونان از انبيا و پيغمبران مىشمردند ، و در تاريخ يونانى مذكور است كه حق سبحانه و تعالى به او وحى كرد به اينكه ترا ملك بنامم نزديكتر است از اينكه انسان بگويم . او را غريب عطيه و بخشش بود از جانب مبدأ كه اگر در صدد ذكر آنها درآيم به طول مىكشد . 13 ، 30 - در مرگ او اختلاف [ 55 - ب ] كرده‌اند : بعضى گفته‌اند كه پير شد و به موت طبيعى رفت . و بعضى گفته‌اند كه به ستونى از نور دست زده به آسمان رفت . اميد كه واهب الفيض افاضه « 35 » نمايد بر ما از نور او . آداب ارسطاطاليس حكيم 13 ، 31 - گفت : فرماينده به خير و خوبى سعادتمندتر از فرمان پذيرنده نيست ، و نه آموزاننده بهتر از آموزنده ، و نصيحت‌كننده ارجمندتر از نصيحت‌شونده . 13 ، 32 - و گفت : هيچ از براى صلاح مردمان خوبتر از پادشاه و اولى الامر نيست ، هرگاه پادشاهان سر صلاح و نظام داشته باشند و نيست فساد بزرگتر مردم را ، وقتى كه « 36 » پادشاهان بد شوند . پس والى و حاكم به منزلهء سر است از جسد ، و رعايا به مثابهء جسد ، و پادشاه چون روح است ، و رعيت چون بدن كه حيات « 37 » او به روح است .

--> ( 34 ) - اساس : پسر ابن طريق . ( 35 ) - اساس : اضافه . ( 36 ) - اساس : دهنست فساد ، د : و هيچ فسادى بزرگتر ازين نيست مردم را كه . ( 37 ) - اساس : و رعيت خون كه حيات .