شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
188
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مىگرفت از افلاطون علم را به شنيدن از دهن او نه از روى كتاب . و افلاطون او را به كسانوقراطيس كه سرآمد شاگردان او بود حواله ننمود ، به جهت بزرگى ارسطو در نظر او . چون افلاطون به طرف سقليا كه شهر دويم بود « 15 » ، از اثينه برفت ، ارسطو را در اقاديميا به جهت تعليم و دروس به جاى خود خليفه ساخت . 13 ، 14 - چون افلاطون فوت شد ، ارسطو رفت به موضعى از اثينه كه لوقيون مىگفتند منزلى گرفت ، آنجا به جهت تعليم حكمت كه منسوب به مشائين بود . از راىهاى افلاطون بود اينكه رياضت بدن به سعى معتدل از براى تحليل فضول و زيادتى كه در بدن است ، همچو رياضت نفس [ تا جمع كند ميان دور تبت در رياضت نفس ] « 16 » و رياضت بدن . 13 ، 15 - كسانوقراطيس بر ارسطاطاليس در اين امر مقدم بود « 17 » ، و اين هر دو شاگردان افلاطون را تعليم حكمت مىنمودند ، و همه ايشان در راه بودند [ 54 - الف ] ، پس اين هر دو و تابعين اينها ملقب به مشائين گشتند . و كسانوقراطيس در اقاديميا توقف نمود تا آنجا افادهء علوم افلاطون نمايد و تعليم دهد . و جميع كتب حكمت ارسطاطاليس و كتب منطق او كه وضع و جمع كرده بود « 18 » و ساير تصانيف او در حكمت ، در موضعى بود كه به سوى او انتقال كرده بود ، كه مسمى به لوقيون بود ، به وديعت گذاشته بود ، و حكمتها و كتابها كه از آن جنس بود علم اجابة الحق و سماع الحق « 19 » نام نهاده بود . 13 ، 16 - چون افلاطون فوت شد ارسطاطاليس رفت به طرف ارميس ( هرمياس ) كه والى اترنيوس بود ، و چون خادم والى فوت شد رفت به طرف اثينس ، طلبيد ارسطو را ، و ارسطو رفت به سوى او به شهر
--> ( 15 ) - اساس : كه شهر مردم بود . ( 16 ) - اساس : ندارد . ( 17 ) - متن عربى 1 : 191 و ابن فاتك 181 : و تقدم فى ذلك الى ارسطاطاليس و اكسانوقراطيس . ( 18 ) - د : او كه وضع كرده بود . ( 19 ) - متن عربى 1 : 191 و ابن فاتك 192 .