شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
167
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
فايده و توانگرى « 31 » است . و طبيعت آماده و مهيا ساخته است از براى شما آنچه صلاح دنيا و آخرت شما در آنست . پس چه چيز است كه داعى است شما را بر اينكه جمع شويد و با يكديگر سختگيرى كنيد تا پيدا شود ميان [ شما ] دشمنى و عداوت ؟ 12 ، 11 - از روى تحقيق مىگويم من شما را كه [ اگر شما دانيد آنچه درين خصلت ذميمه است هرآينه مىدانيد كه تارك آن چيز كه شما را تمام بر آن داريد ] « 32 » شهوتها را از خود دور سازيد ، و طلب مداريد چيزى را كه حاجت به آن نداريد ، و سعى كنيد در چيزى كه صلاح كار شما در آن باشد غير طلا و نقره در خلقت ، يعنى در تحصيل آنچه كمال را شايد بكوشيد نه در تحصيل طلا و نقره « 33 » . و به تحقيق كه خدا مهيا ساخته است از براى شما آن چيز را كه هم از شما ظاهر مىگردد كه آن حكمت و پرهيزگاريست . 12 ، 12 - و گفت كه « 34 » : اى گروه من ، كليد فضايل و اصل رستگارى تقوى است . اى قوم جور مكنيد و بپرهيزيد كه جور خود را در هلاك انداختن است ، و غالب ساختن بلا بر خود . فسق و فجور را منكر باشيد كه با فساد « 35 » و ارتكاب آن هلاك مىشوند خلايق ، و او از چيزهاى دنى و زبون است ، و طلب كنيد آنچه مطلوب شماست از توانگرى و فقر « 36 » چيزى را كه حجت و دليل شما گردد نه چيزى را كه از رهگذر آن در معرض اعتراض آئيد ، چه « 37 » اگر طالب غنا باشيد حجت شود بر شما و اگر طالب فقر باشيد حجت شود مر شما را . پس آنچه من مىگويم التزام نمائيد اما شما انكار مىنمائيد شخصى را كه دارد جميع محتاج اليه خود را با خود و كسى كه
--> ( 31 ) - اساس : شماست كه آن چار طبيعت است و در همانها شما را فايده و توانگرى . ( 32 ) - اساس و س : ندارد . ( 33 ) - د : از « يعنى » تا نقره ندارد . ( 34 ) - اساس : « و گفت كه » ندارد . ( 35 ) - د : بافشا . ( 36 ) - اساس : « فقر » ندارد . ( 37 ) - د : « چه » ندارد .