شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
164
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
از آن جهت شاگردان [ ا ] و متمشى به مشائين شدند . در آخر « 3 » عمر تعليم و تدريس را گذاشت به سر آمد شاگردان خود ، و از مردمان خلوت گزيد به عبادت حق تعالى مشغول گشت . 12 ، 4 - از كتابهاى اوست : كتاب فاذن فى النفس و كتاب طيماوس طبيعى در ترتيب عالم طبيعت . 12 ، 5 - خبر يافت كه در مصر جماعتى هستند از اصحاب فيثاغورس ، متوجه مصر شد تا آنكه از ايشان آنچه نمىداند فراگيرد . و پيش از آنكه به خدمت سقراط رسد ميل و اعتقادش موافق راى ايرقليطس بود ، چون به صحبت سقراط رسيد برگشت از مذهب ايرقليطس . و تابع بود او را در چيزهاى محسوس ، و پيرو فيثاغورس بود در چيزهاى معقول ، و تبعيت « 4 » سقراطيس مىنمود در تدبيرات دنيوى . بعد از آن از مصر به اثينه مراجعت نمود ، اخلاق و سيرت خود را به غايت ستوده و پسنديده گردانيده بود . ضعيفان را ملايمت مىنمود . اهل شهر به خدمت او آمد شد مىكردند و تكليف مىنمودند « 5 » كه حاكم و متولى امور ما باش و افلاطون از آن ابا و امتناع « 6 » نمود . چه تدبيرات كارهاى ايشان را بر وجه صواب نمىديد ، و ايشان را از آن كارها برگردانيدن و بازداشتن نيز متعذر بود ، و مىدانست اگر ارادهء آن كند كه ايشان را از آن كردارهاى ناپسند [ 47 - ب ] مانع آيد ، هرآينه چنانچه استاد او سقراط را هلاك كردند او را هم خواهند كرد . با آنكه سقراط ارادهء آن كرده بود « 7 » كه تدبيرات ايشان را بر وجه كمال صورت دهد ، و عمرش هم به هشتاد و يك سال رسيده بود . 12 ، 6 - افلاطون نيكو اخلاق ، و كريم افعال ، و بسيار احسان و بخشش « 8 »
--> ( 3 ) - د : مىبود در آخر . ( 4 ) - اساس و س : و به تبعيت . ( 5 ) - اساس و س : « و تكليف مىنمودند » ندارد . ( 6 ) - د : امور ما شو افلاطون از آن امتناع و ابا . ( 7 ) - د : نكرد بود . ( 8 ) - د : « و بخشش » ندارد .