شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

153

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و امين شو كسى را كه ترا امين خود داند ، تا سالم مانى از بدى عاقبت در كار تو ، و گفت در حق « 227 » مردمان چنان كن كه از ايشان در حق خود خواهى ، و دور دار چيزها را از ايشان كه مىخواهى از تو دور دارند . 11 ، 311 - و گفت : سخا و بخشش از روشنى طبيعت است « 228 » و وسعت آن ، و بخل از تنگى نفس است و كوتاهى آن . 11 ، 312 - و گفت : جود و بخشش اختيار كردن و برگزيدن لذت طعام سپاس « 229 » است بر لذت نگاه‌داشت مال . 11 ، 313 - گفت : صبر قلعهء انسان است ، عجلت و تندى مروت را فاسد و نابود مىسازد « 230 » و راهبريست كه به سر حد « 231 » ندامت و پشيمانى مىرساند . راستى ثمرهء كرم است . حرص زيادتى بدترين شهوت‌هاست و موسم آرزوهاست ، چنانچه « 232 » آرزوها طنابهاى نادانى است ، و زندگانى خوب حافظ از بديهاست . 11 ، 314 - و گفت : بيارائيد و راست كنيد نعمت را به احسان ، و نيكويى كردن تا ايمن شويد « 233 » از زوال آن و شكرگزارى « 234 » بر اهل هر نعمتى فرض است و نيكوست كه ازو طلب مىداريد « 235 » ، پس كسى كه گرفت نعمت را به شكرگزارى ، نعمت نيز او را فرا مىگيرد به زيادتى . 11 ، 315 - و گفت : به تانى « 236 » كارها آسان مىشود ، به حسن معاشرت و اختلاط دوستى صفت دوام مىپذيرد ، [ 45 - الف ] و به نگاه داشتن نفس خود ديگر نفوس از تو « 237 » ايمن مىگردند . 11 ، 316 - و گفت : كسى كه با همه كس در مقام صلح باشد عزيز الوجود

--> ( 227 ) - د : در كار بود ، اساس ندارد . متن عربى : فى امرك . ( 228 ) - متن عربى 1 : 160 و ابن فاتك ص 117 : التجنى واقد القطيعة . ( 229 ) - اساس : كردن گزيدن . د : لذت طعم شناس . ( 230 ) - د : مىگرداند . ( 231 ) - د : « سرحد » ندارد . ( 232 ) - د : شهوت‌هاست آرزوها طنابها . ( 233 ) - د : شوند . ( 234 ) - دو اساس : شكرگذارى . ( 235 ) - د : نيكوئيست كه ازو طلب مىدارند . ( 236 ) - د : به تانى و آرام و آهستگى . ( 237 ) - د : از او .