شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
143
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
الفت « 163 » دلها مىشود ، و در امن مىشود كسى كه الفت به او گرفت ، و برانگيخته مىشود كه نيكويى كند به او . 11 ، 244 - و گفت شاگرد خود را : اى پسر من بر تست كه بازى نخورى از زمان ، و مغرور نشوى به آن ، كه او به وعدهء خود هرگز وفا نكرد پيش از تو ، همچنين به تو نيز وفا نخواهد كرد . و بر تست به خوشخوئى ، كه محبوب دلها مىشوى به حقيقت و وفا . بدان اى پسر من كه اگر تو خوش صورت باشى ، و به آن خوشخوئى را جمع سازى ، هرآينه كامل مىگردى ؛ و اگر بد صورتى ، بدخوئى را اضافهء آن مساز ، بلكه به خوشخوئى بدروئى خود را بپوش . 11 ، 245 - وصيت مىكرد « 164 » شاگردان خود را كه : نفس خود را به قناعت عادت دهيد ، و بشناسيد قدر فضل و زيادتى ، تا خوب شود زندگانى شما ، و اسرار خود را به ديگرى مسپاريد كه ايمن نيست آدمى از گردش زمانه ؛ و كار خوردى كه بر شما واقع شود خورد مدانيد ، چه « 165 » قابليت نمو و زياده شدن در آن هست . و ملاقات كنيد و تربيت نمائيد دوستان خود را به محبت و فضل ، و ظاهر مسازيد دوستى را از خود به يك دفعه . 11 ، 246 - و گفت : خواب مرگيست اندك ، و مرگ خوابيست دور و دراز . 11 ، 247 - و گفت : كسى كه زياده [ 42 - ب ] بر احتياج خود طلب كند ، غافل و مشغول مىشود از فايده و منفعت آن . 11 ، 248 - و گفت : قناعت پيشواى كفايت است . 11 ، 249 - و گفت : كسى كه همگى « 166 » به محاسبهء نفس خود مىرسيده باشد از مداهنه و بىپروائى آن در امن خواهد بود .
--> ( 163 ) - اساس : و باعث دلها . ( 164 ) - د : وصيت كرد . ( 165 ) - اساس وس : « چه » ندارد . ( 166 ) - اساس و س : « همگى » ندارد .