شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

114

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و نمىباشد المى الا آنكه در انجامش لذتيست ، و اين سخن باعث گفت و گو گشت . هر يك چيزى مىگفتند و درى مىسفتند . 11 ، 50 - از ميان ايشان سيمياس و فيدون پرسيدند از كردارهاى نفس ، و مذاكره ميان ايشان به طول انجاميد ، چنانچه در باب نفس مشخص و معين گشت ايشان را به نوعى كه به هيچ وجه شكوك را در آن راه نماند . 11 ، 51 - و سقراط چنانچه در ايام آزادى و خوشحالى با سرور مىبود ، همچنين درين وقت نيز با بهجت و فرح بود . و شاگردان از حال او تعجب مىنمودند از دليرى و خوار شمردن « 42 » او مرگ را . و نمىگذاشت مكان و منزلتى كه داشت از ترس مرگ ، و از اخلاق و احوال نفس خود كه در ايام امنيت و عافيت داشت به فعل مىآورد و چيزى فرو گذاشت نمىنمود . و شاگردان از حزن و المى كه از جدائى او داشتند در غريب و عجيب حالى و ملالى بودند . 11 ، 52 - سيمياس گفت : اين جهد و سعى ما در سؤال درين حال به غايت قبيح و گران مىنمايد بر ما ، تحقيق امروز با حسرت فردا به غايت صعب است ، با آنكه مىدانى كه ما ازين سؤال چه اراده داريم . سقراط گفت : يا سيمياس تفتيش و تفحص از من بكن از هر چه اراده دارى ، چه پرسيدن تو چيزى را خوشحال مىسازد مرا ، و ميان اين حال و حال سابق پيش من فرقى نيست به جهت بسيارى حرص كه مراست در ادا نمودن حق . و اگر دور مىشوم از شما رفيقان مهربان فاضل كه به كمال شرافت و نيكوكردارى آراسته‌ايد ، و همگى معتقد و از اهل يقين به سخنانى « 43 » كه هميشه از من شنيده‌ايد ؛ اما نزديك مىشوم به قومى ديگر شريف فاضل كه از ايشانست اسيلاوس و اياس و ارقيلس و جميع بزرگانى كه پيش گذشته‌اند و متصف بوده‌اند به فضايل نفسانى .

--> ( 42 ) - د : و حقير شمردن . ( 43 ) - د : سخنان .