شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
102
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
كشيد . 10 ، 150 - سخن از مال در پيش او مذكور مىشد ، گفت : مرا حاجت به چيزى نيست [ 31 - ب ] كه او را حظ نفسانى بر طرف سازد ، و ملامت و سرزنش نگاه دارد ، و سخا و بخشش او را هلاك گرداند . 10 ، 151 - به پيرى كه محبت علم آموختن داشت و شرمش مىآمد كه او را در سن پيرى شاگرد گويند ، گفت : شرم مكن كه بگويند فلانى در آخر عمر بهتر شد از اول عمر . 10 ، 152 - و گفت : هرگاه دشمنى « 113 » بر دشمنى باقى باشد ، و تو دل خود را از آن دشمنى خالى ساخته باشى ، بايد كه بر حال آن دشمن گريه كنى . 10 ، 153 - و گفت : طريق پادشاه صاحب راى اين است كه تعهد ملك و رعيت خود بكند ، و به حال حقيقت ايشان وارسد ، چنانچه صاحب بوستان به بوستان وامىرسد و غمخوارى به جا مىآورد . 10 ، 154 - و گفت : طريق پادشاه آنكه اول چيزى كه ظاهر گرداند اظهار سوم و عادات است كه در آن ديار جاريست ، و راست ساختن كارها كه رعايا را التزام آن ناچار است ، و فرا گيرد حدود از هر يك از رعايا آنچه اهليت « 114 » و استحقاق آن هميشه باشد ، و با نفس خود مضايقه كند « 115 » بر سبيل قهر و غلبه در شهوات « 116 » ، و اگر محتاج شود به زيادتى اعوان و مددكاران به هم رساند ايشان را از اهل شرايع و سنن ، يعنى اعوان و مددكاران بايد كه در غايت ديندارى و پرهيزكارى باشند ، تا اعتماد را شايند . 10 ، 155 - و گفت : طريق پادشاه آنكه حذر كند از عجب و تنها بودن در رأى و تدبير وقتى كه آراى بسيار از لشكريان مخالف شوند راى او را ، و
--> ( 113 ) - د : دشمن . ( 114 ) - د : و فرا گرفتن خراج از هر يك از آنچه اهليت . ( 115 ) - د : آن داشته باشند و با نفس خود مضايقه و نزاع كند . ( 116 ) - د : شهوات .