شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
86
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مىساختند . 10 ، 36 - فيثاغورس به جايى رفت كه آن را هيكل موسن مىگفتند ، و آنجا با اصحاب خود متحصن شد و قلعه بند شد ، تا چهل روز چيزى نخوردند . مخالفان منزلى را كه حكيم آنجا بود آتش زدند ، چون اصحاب فيثاغورس واقف شدند ، حكيم را در ميان گرفتند تا شعلهء آتش به حكيم نرسد ، چون حرارت بسيار گشت ، و هواى خانه به غايت گرم شد ، فيثاغورس افتاد ، و مرغ روحش از قفص قالب بيرون رفت . بعد از آن آتش اشتعال يافت و اصحاب او نيز همه سوختند . 10 ، 37 - و ارباب سير مىگويند كه فيثاغورس دويست و هشتاد كتاب تصنيف داشت ، و شاگرد بسيارى ازو مانده . 10 ، 38 - نقش نگينش اين بود كه : شرى كه دوام نداشته باشد بهتر است از خيرى كه دوام نداشته باشد يعنى شرى كه منتظر بر طرف شدن آن باشند لذيذتر و خوشتر است از خيرى كه منتظر بر طرف شدن آن باشند . 10 ، 39 - نقش كمربندش اين بود : خاموشى باعث سلامتى است از ندامت و پشيمانى . 10 ، 40 - و اعتقادش اين بود كه : بيرون اين عالم عالميست نورانى كه عقل ادراك حسن و خوبى و رونق آن نمىتواند كرد ، و نفوس پاكيزه از كدورات طبيعت به طرف آن عالم متوجهاند ، و مىروند . و هر طبقهاى از طبقات اين عالم جسم نسبت « 38 » به طبقهء كه بالاترست همچو درديست و ثفل . هر كه نفس خود را از آلايش اين عالم جسمانى پاك و زدوده سازد . و متصف گرداند « 39 » به صفات [ 27 - ب ] پسنديده و اخلاق حميده ، و دور گرداند از نفس خصايل بد را مثل عجب و تكبر و ريا و حسد و ساير شهوات جسدانى ؛ به تحقيق كه اهليت آن پيدا مىكند كه بگذرد بر
--> ( 38 ) - اساس و س : « نسبت » ندارد . ( 39 ) - د : + خود را .