شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

80

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

10 ، 14 - و وقتى كه در اراقليا بود يعنى در هر قله به پادشاه آنجا مربوط بود ، و چون به بابل آمد به پادشاه كلدانيون مربوط گشت و پيش زرارياطا درس خواند ، فيثاغورس را دانا گردانيد به چيزى كه بر دوستان خود روا مىداشت ، و شنوانيد فيثاغورس را مسائل بلند ، و آموخت مبادى كل را به او كه چه چيزاند . پس ازين جهت فضيلت و علوم فيثاغورس « 28 » صورت تكميل پذيرفت و توانا گشت بر راهنمونى طوايف انام ، و بر باز داشتن ايشان از خطاهاى بسيار به جهت كثرت علوم كه از سخنان استاد خود زرارياطا « 29 » كسب نموده بود ، و رسيده بود به خدمت قاراقوديس حكيم السريانى در ابتداى تحصيل در شهر ديلون از سوريه . 10 ، 15 - چون بيرون آمد قاراقوديس از شهر ديلون « 30 » فيثاغورس نيز همراه شد ، و در شهر ساموس ساكن گشتند . استاد فيثاغورس را مرض سخت عارض شد چنانچه شپش در بدن او جا كرده بود ، و بدن او را مىخوردند ، ازين ممر حالش بسيار بد شد . شاگردان او را برداشته به طرف آفاسوس [ 25 - ب ] بردند . چون مرضش اشتداد پيدا كرد ؛ به اهل شهر گفت ، و سوگند داد ايشان را كه مرا از شهر خود برآريد به جاى ديگر نقل كنيد . پس او را به طرف ماغانيسيا فرستادند ، و شاگردان خدمت او مىكردند تا فوت شد ، و او را همان جاى دفن كردند و قصهء او را بر قبر او نوشتند . 10 ، 16 - پس فيثاغورس به شهر ساموس رجوع كرد و در آنجا پيش ارمودا مانطليس حكيم الهى درس خواند كه كنيت او قراقوليو بود . درين شهر به ارموذامانيس حكيم كه كنيت او افروفوليم بود ملاقات كرد ، و به او مربوط گشت و اين ارموذامانيس طرانهء ساموس « 31 » بود

--> ( 28 ) - د : مبادى كل را تا علوم فيثاغورس . ( 29 ) - د : كه از سخنهاى استاد رياطا . ( 30 ) - د : چون افرافوديس از شهر ديلون برآمد . ( 31 ) - در هامش نسخهء عربى ( 1 : 95 ) آمده بود « اى كان من اهل طرب ساموس » و مترجم همين را به فارسى آورد . طرانه در اينجا هماتورانوس ( خودكامهء ستمگر ) است .