شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

77

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

10 ، 2 - اول كسى كه علم شنا « 5 » دانست و به فعل آورد او بود « 6 » . و فرمود كه حواس را پاكيزه سازيد از خيالات بد ، و عمل به عدل كنيد ، و جمع آريد فضايل را ، و باز داريد خود را از بدىها و رذايل ، و بحث كنيد از عطيهء انسيه تا بشناسيد طبيعت هر چيز را ، و امر كرد به دوستى و محبت ، و ياد گرفتن علوم عالم بالا را و مجاهده كردن با نفس در ارتكاب معاصى در هر چه درو گناه است ، و نگاه داشتن نفس از آن گناه ، و جهاد كردن در [ 24 - ب ] دين با كفار ، و بسيار روزه داشتن ، و نشستن بر كرسى ، و بر خواندن كتابها مداومت نمودن ، و اينكه مردان مردان را تعليم دهند و زنان زنان را ، و امر كرد به سخن گفتن خوب ، يعنى پاكيزه گردانيدن روزمره ، و پند و نصيحت پادشاهان . 10 ، 3 - و او قائل بود به باقى ماندن نفس بعد از فناى بدن ، و اينكه بعد ازين اگر از اهل ثواب است ثواب مىيابد ، و اگر از اهل گناه است عذاب به او خواهد رسيد بر راى حكماى الهى . 10 ، 4 - و او را دو قسم طعام و خوراك بود : يكى آنكه هر گاه آن را « 7 » خوردى كم گرسنه و تشنه شدى ، و عادت خوردنى از براى خود قرار داده بود كه هرگز بيمار نمىشد ، و يك بار فربه و ديگر بار لاغر نمىبود ، وقتى شاد و وقتى غمگين نمىگشت ، و هرگز خوشحاليش به حد « 8 » افراط نمىكشيد ، و همچنين المش نيز به حد افراط نمىرسيد « 9 » . هرگز او را در خنده نديده‌اند و نه در گريه . مطلوب برادران را بر مقصود خود « 10 » مقدم مىداشت . و اول كسى است كه گفت اموال دوستان مشترك است ميان ايشان . و حكمت را به رمز ادا مىكرد يعنى صريح نمىگفت و

--> ( 5 ) - در متن 1 : 90 و ابن فاتك 52 و ابن ابى اصيبعة 1 : 37 « سياحة » آمد ، گويا مترجم « سباحة » خوانده است . ( 6 ) - در متن ، پس از اين آمده « و اجتناب مماشه القاتل و المقتول » كه ترجمه نشده است . ( 7 ) - اساس و ت : هرگاه آن آن را . ( 8 ) - د ، ت : به سر حد . ( 9 ) - د : نمىبود . ( 10 ) - د : خودش .