شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
8
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
13 - و نيز فرمود ، او از جبرئيل و جبرئيل از حق تعالى ، كه : پرهيز نكرد از دنيا پرهيزكارى الا آنكه بارانيد « 13 » به سبب آن باران را و رويانيد نبات را و رويانيد به اينها حكمت « 14 » را در دل او و گويا گردانيد زبان او را به حكمت . 14 - مىگويد مترجم اين كتاب : يعنى پرهيز از دنيا باعث آمدن باران و سبب روييدن نبات و درختان مىشود و به اين وسيله گلهاى حكمت و معرفت در زمين دل پرهيزكار مىرويد ، و گويا مىگردد زبان او به اظهار ثمرهء آن ، زيرا كه پرهيزكنندهء دنيا را « 15 » جزو ملكوتى آلوده به كثافت لذتهاى دنيهء دنياويه « 16 » نشده است و به جهت پاكيزگى و نزاهت مشابهت تمام به عالم قدس دارد ، لاجرم به آن سبب جذب مىكند فيوضات آن عالم را و به حسب ظاهر به صورت باران به شركاى اين عالم كه نبات و حيوانند مىرساند . آنكه سيد كونين فرموده كه : جانوران صحرا و ماهيان دريا پرهيزكار دنيا را دعا مىكنند ، تواند بود كه وجهش اين « 17 » باشد . و همين نسبت دارد پادشاه ديندار عدالت شعار « 18 » ، اگر چه به صورت تارك دنيا نيست اما به جهت ديندارى و رحم و عدالتگسترى واسطهء فيض الهى است . چه نظام عالم كه مطلوب حق است به قبضهء اختيار پادشاهان ذوى الاقتدار داده شده ، و دنيا نيز بالطبع رواج و رونق خود مىخواهد . پس چون مطلب پادشاه خداپرستى و عدالتگسترى باشد كه موجب رضاى حق است و موافق مزاج دنيا ، دنيا نيز امداد مىنمايد او را در حصول مطلب او كه نظام و صلاح « 19 » دنياست ، پس مىباراند به امر حق باران را و مىروياند نبات و درختان را و شاهد اين حال است زمان شهريار كامكار عالم مدار كه به ذكر شمهء از القاب همايونش كه كتابهء گنبد گردون است صدر كتاب صورت زينت پذيرفت ، الحق درين جزو زمان از بركت حقپرستى « 20 »
--> ( 13 ) - س ، ت و متن : بارانيد دنيا . ( 14 ) - متن : بابها حكمت ، س : خد به اينها حكمت . ( 15 ) - متن و ت : « دنيا را » ندارد . ( 16 ) - د : دنياوى . ( 17 ) - د : همين . ( 18 ) - د : عدالت شعار و . ( 19 ) - س ، ت و متن : صلح . ( 20 ) - د : حقشناسى .