شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 208

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

كه نسخه‌هاى ديگر هم دارند و به چاپ هم رسيده‌اند . ( 4 ) دربارهء ارسطو كه گذشته از سرگذشت‌نامهء ديوگنس لائرسيوس و فهرست پتولمايوس خنوس ( بطلميوس غريب ) ، نامه‌هاى ارسطو و اسكندر كه سالم ابو العلاء گردآورده است ( 700 - 750 م ) و سيب‌نامه و جنگهاى يونانى و عربى و سفارش‌نامهء او و سر الأسرار او سودمند است . براى هر چهار فيلسوف و دانشمندان ديگر از آداب الفلاسفه حنين ساختهء ( 830 - 900 م ) نيز ميتوان بهره برد . بارى از جنگ پندها يا گنومولوگيا برمىآيد كه آنها را از دانش هندى و ايرانى و يونانى گرفته‌اند و به گواهى دفترهايى همچون « احاسن كلم النبى و الصحابة و التابعين و ملوك الجاهلية و الاسلام و الوزراء و الكتاب و البلغاء و الحكماء و العلماء » ( نسخهء 453 ليدن و نسخهء دار الكتب فهرست دوم 3 : 4 ) و مانند آن و به گواهى صحف ادريس كه همراه افلاطونيات شمارهء 2821 اياصوفيا ديده‌ام كوشيده‌اند كه دانش آريايى هند و ايران و يونان را با دانش سامى عبرى و سريانى و عربى بياميزند . نشانهء سخنان خردمندان يونانى در ادب و تصوف و حديث هم آشكار است . اين پندها و گنومولوگيا چون دربارهء زندگانى روزانهء مردم است كه چگونه دشواريهاى شهرى و كشورى خود را هموار سازند و بيشتر مردم هم آنها را چون از آن تودهء مردم ( پوپولر ) است مىتوانند دريابند و گاهى هم با داستان و افسانه آميخته است ، اين است كه بهتر ميان دانشمندان جا افتاده و بدان روى آوردند و از پندارشناسى و دكسوگرافى روى گرداندند چه آن را گروهى انگشت شمار از شناختگان در مىيابند و سودى آشكارا هم نخواهد داشت . درست مانند سقراط كه از شناخت طبيعت روىگردانده و به اخلاق پرداخته است ( آغاز فصل 6 دفتر آلفاى متافيزيك ارسطو ) .