شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 127

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

مىشناساند . دفتر بسيار ارزندهء او السعادة و الاسعاد فى السيرة الانسانية است كه با آن به انديشهء سياسى يونانى و ايرانشهرى به خوبى آشنا مىشويم . ( چاپ استاد مينوى در ويسبادن در 1336 خ ) در مجلهء راهنماى كتاب ( س 2 ش 1 ص 48 ) ياد آن هست . در مجلهء ادبيات تهران ( س 2 ش 4 ) گفتارى از استاد دربارهء آن هست . من در فهرست فيلمها ( ج 2 فهرست نامها ) از نگارشهاى او ياد كرده‌ام . ا . ا . غراب در جشن‌نامهء والتسر بنام فلسفهء اسلامى و سنت كلاسيك ص 77 - 88 گفتارى دارد و از آن برمىآيد كه در السعادة و الاسعاد از گزارندگان ارسطو فرفوريوس است در سياست و اخلاق و اسكندر و ثامسطيوس در فلسفه . رزنتال هم در همين دفتر دربارهء ايلينوس گفتارى دارد . وادت « 43 » در مجلهء Arabica ش 11 سال 1964 گفتارى دارد بنام « ياد ايران كهن نزد عامرى » و در آن روشن داشته كه وى در الاعلام بمناقب الاسلام هم پيشينهء ايرانى خويش را فراموش نكرده و اوستا مىخوانده و مسلمانى است خود ناباخته . محمد آركون در Studia Islamica ش 22 از پيروزى سعادت نزد عامرى به خوبى سخن داشته و از كسان ديگر هم مانند فارابى و مشكويهء رازى و ابن سينا و غزالى كه دربارهء سعادت دفترى دارند ياد كرده است . در فهرس المخطوطات المصورة ( ش 144 ) از رسالة فى السعادة و آراء حكماء الفرس و الهند و الروم و العرب فى ذلك نسخهء نوشتهء 764 كتابخانهء فاتح ( 2 : 350 ) ياد شده است شايد با كارهاى عامرى بىپيوند نباشد . عامرى در الاعلام بمناقب الاسلام ( ص 261 و 262 متن و ص 168 و 174 گفتار وادت ) مىگويد كه مردم ايران شهر كه

--> ( 43 ) - J . C . Vadeet