شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 120

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

است . در دوازده بخش و گزيده‌ايست از نگارشهاى افلاطون ( نسخهء 2821 اياصوفياا در 204 برگ به نسخ 642 با بندهايى از ارسطو و هميروس و ديگران ) در دفترهاى ديگر او هم نكته‌هاى فراوانى دربارهء تاريخ فلسفه يافت مىشود . 18 - مسعودى گويا درگذشتهء 346 كه ابن طاوس در فرج المهموم ( ص 126 ) آن را شيعى مىپندارد و گويا هم به گفتهء نفيسى در مجلهء ادبيات تهران ( 6 : 1 ص 1 - 11 ) پروردهء ايران است ، در آغاز مروج الذهب و معادن الجوهر ساختهء 332 تاريخ‌شناسى گذارده و در آن از اخلاق الملوك همان التاج كه از جاحظ پنداشته‌اند ياد كرده و آن را مانند سرخسى در آداب الملوك ( باب 8 و 28 و 31 ) از محمد بن حارث ثعلبى دانسته كه آن را براى فتح بن خاقان ساخته است . در آن « ذكر ملوك اليونانيين و لمع اخبارهم » است با ياد از ارسطو و « ذكر ملوك الروم » و بندى دربارهء موسيقى ( ص 289 و 321 چاپ مصر ) . او در التنبيه و الاشراف ساختهء 332 - 336 - 345 در « ذكر ملوك اليونانيين » تاريخ فلسفه آورده است ( ص 101 - 106 چاپ مصر ) . در آن آمده كه دانشمندان يونانى در روزگار سقراط بيست سالى از پندار طبيعى به انديشهء مدنى پرداختند و روش الهى سقراط را پيش گرفتند . نيز از الحيوان ارسطو ياد كرده و گفته كه آن 19 گفتار است . همچنين از « بوليطيا » يا « سياسة المدن » ارسطو كه دربارهء 170 شهر است ( ص 68 ) . در « ذكر ملوك الروم » آن هم تاريخ فلسفه است ( ص 112 - 114 ) . از اوست فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف و مقالات فى اصول الديانات و المسائل و العلل فى المذاهب و الملل و مانند آنها كه خالدى در كتاب خود « تاريخ نگارى اسلامى و تواريخ مسعودى » چاپ 1975 آورده است ( ص 156 ، 157 ، 161 ش 4 و 8 و 26 ) . در مروج الذهب « ذكر