شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 106
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
اين فوتيوس « بيبليوتخوس » يا « مىرى بيبليون » دانشنامهوار ساخته است . ( پايان ديباچهء مختصر تاريخ الحكماء ) . 4 - اسحاق بن على رهاوى ( نيمهء دوم سدهء 3 ) ادب الطبيب دارد كه مانند ادب النديم و ادب الوزير است و در بيست باب ، ابن ابى اصيبعه ( 1 : 130 ، 142 ، 149 ، 157 ، 165 ، 170 ، 171 ، 175 ) بنام و قفطى ( 103 ) با عنوان « قال بعضى الرواة » از وى ياد كردهاند . ابن مطران هم از آن بهره برده است . در مجلهء ( 117 , 1967 , 90 - 102 ) ZDMG گفتارى دربارهء آن آمده و نسخهء آن در سليميه 1568 در 112 برگ نوشتهء عبد الله بن عبد السلام بن ربيع اسرائيلى لاوى در بيست روز در شب آدينه 12 شعبان 748 و خواندهشدهء ميانهء شوال 846 هست . ( سزگين 3 : 253 و 263 ) . او در آن از ابقراطيس و فاذن افلاطون و فيزيك و متافيزيك ارسطو و از هميروس ياد كرده است . او در باب سيزدهم سرگذشت 15 پزشك شش تن از پيشينيان و نه تن از اسلاميان را آورد . ( پزشكى اسلامى اولمان 98 و 223 و 228 ) . اين دفتر در فرانكفورت از روى همين نسخه در 1405 چاپ عكسى شده است . مارتين لوى آن را در 1967 به انگليسى در آورده است . 5 - ابو زكريا يوحنا بن ماسويه سريانى نستورى پزشك جندىشاپورى ( 160 - 243 ، 776 - 857 ) كه از روستاى خوزنينوى است و در دانشگاه تيسفون كه از بزرگترين آموزشگاه لاهوتى خاورى بوده و آن را جاثليق « آباى » بزرگ ( 540 - 552 ) بنياد گذارده است نزديشوع بن يرنون شاگردى كرده است ( يسوعى الكتيبة النصرانية رفائل بابو اسحاق : احوال نصارى بغداد 179 ) . در دار الكتب المصرية « نبذة لطيفة عن ابن ماسويه » است به شمارهء 142 ( مجلة معهد المخطوطات 5 : 235 - سزگين 3 : 234 ش 15 ) كه گويا سرگذشتى از او است از گمنام . ابن ابى اصيبعه