جواد بن شفيع ملكى تبريزى
58
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
فرشتگان مىگويند : اى پروردگار ما ! رحمت تو ! سپس پروردگار مىگويد : از اين گذشته چه چيز است ؟ ! فرشتگان مىگويند : اى پروردگار ما ! كفايت مهمّات وى ! پروردگار مىفرمايد : از اين گذشته چيست ؟ ! در اين حال هيچيك از اقسام خير را فرشتگان بهجاى نمىگذارند مگر اينكه مىشمرند . خداوند تعالى مىفرمايد : اى فرشتگان من ! از اينكه بگذريم چه چيز مىباشد ؟ ! فرشتگان مىگويند : اى پروردگار ما ! ما بدان علم نداريم . خداوند مىفرمايد : من سپاس وى را بهجا مىآورم همانگونه كه او سپاس مرا بهجا آورده است و من اقبال مىنمايم و رو مىآورم بر او به فضل خودم و نشان مىدهم به او وجه و سيماى خودم را ! » ] و در ثواب نابينا وارد شده است كه مىفرمايد : و أريك وجهى . [ « و من به تو مىنمايانم سيماى خودم را . » ] و در روايت مهمانى اهل بهشت خبرى كه وارد شده است كه بعد از قرآن خواندن استدعاى استماع كلام حضرت پروردگار را مىنمايند ، تفضّل مىشود و از لذّت استماع مدّتهاى مديده بيهوش مىشوند ؛ و بعد كه به هوش آيند ، استدعاى زيارت جمال حضرت جميل تعالى را مىنمايند ؛ نورى تجلّى مىنمايد كه از تجلّى آن نور بيهوش مىافتند . آن مقدار در آن بيهوشى مىمانند كه حور العين شكايت مىنمايند . و در فقرهء ديگر از همين حديث در ثواب آنها كه زبانهايشان را از فضول كلام و بطنهايشان را از فضول طعام حفظ كردهاند ، مىفرمايد : أنظر إليهم فى كلّ يوم سبعين مرّة و أكلّمهم كلّما نظرت إليهم .