جواد بن شفيع ملكى تبريزى
52
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
تا اينكه مىفرمايد : و بهطور حتم و مسلّما من سلطنت و قدرت اين بندهام را برتر و عالىتر از سلطنت سلطان سلاطين و ملك الملوك قرار مىدهم ؛ بهطورى كه تمام پادشاهان در برابر وى خرد و شكسته مىشوند ، و تمام سلاطين جائر از او در ترس و دهشت مىافتند ، و هرجبّار عنود و لجوجى از وى مىهراسد ، و تمام حيوانات وحشى درنده در برابر او را مىشوند و بدنهاى خود را براى بركت و رحمت به بدن او مىمالند ؛ و من بهشت را و آنچه در بهشت وجود دارد عاشق او مىنمايم ، و عقل او را مستغرق به معرفت خودم مىكنم ، و من خودم به جاى عقل او مىنشينم . و سپس مرگ را براى وى آسان مىنمايم ، و سكرات و حرارت و فزع آن را از او برمىدارم تا آنكه از روى شوق ، به سوى بهشت روانه مىشود . و در وقتى كه ملك الموت بر وى فرود آيد ، به او مىگويد : خوش آمدى ! بهبه خوشا به حال شما ! خوشا به حال شما ! خداوند مشتاق تو است ! اى ولىّ خدا ! بدان كه آن درهايى كه از آنها اعمال تو به سوى آسمان بالا مىرفت بر تو گريه مىكنند ؛ و محراب و مصلّايت بر تو در حال گريستن مىباشند ! بندهء مؤمن عارف مىگويد : من راضى هستم به رضوان خداوندى و به كرامت وى ؛ و بيرون مىرود روح از بدنش همانطورى كه مو از خمير بيرون مىرود ؛ و در اطراف سر او فرشتگان ايستادهاند ؛ در حالتى كه در دو دست هريك از آنان يك كاسهاى پر از آب كوثر ، و كاسهاى از شراب وجود دارد ؛ از آنها به وى مىآشامانند تا سكرات موت و تلخى آن از ميان مىرود و او را به بشارت عظيمى بشارت مىدهند و به او مىگويند : پاك و پاكيزهاى !