جواد بن شفيع ملكى تبريزى

41

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

مأوى نمىگزيند ، و در آبادانى مسكن نمىكند ، و لباس نرم نمىپوشد ، و آرامش و قرار ندارد ؛ و خدا را شب و روز عبادت مىنمايد به اميد آنكه به خداوند كه به وى مشتاق است و اصل گردد و در دل با زبان اشتياق كه از سرّ و سويداى او خبر مىدهد با خدايش راز و مناجات دارد ؛ همان‌طور كه خداى تعالى از حضرت موسى - على نبيّنا و آله و عليه السّلام - خبر داده است كه در وعده‌گاهش به خدا گفت : و من اى پروردگارم ، به سويت شتافتم تا تو را خشنود سازم . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از حالت موسى اين‌طور تفسير نموده است كه : « وى نه خوراك خورد ، و نه آب آشاميد ، و نه به خواب رفت ، و نه به چيزى اشتها داشت از اين امور ؛ در رفتن و آمدنش به سوى خدا در چهل روز ؛ از اشتياق به پروردگارش . و هنگامى كه وارد ميدان شوق شدى بر وجود خودت و بر مرادت كه از دنيا دارى تكبير مرگ را بزن ، و جميع آنچه مايهء انس و الفت است رها كن ، و از غير آنكه به او اشتياق دارى روى بگردان ، و در ميان حيات و مرگت دوبار به اللّهمّ لبّيك ، نداى خدا را پاسخ بگو ؛ خداوند اجرت را عظيم مىگرداند و مثل شخص مشتاق به خدا ، مانند شخص غريق مىباشد كه تمام هم و غمّ خود را مصروف براى نجات خودش مىكند و همه چيز را غير از آن فراموش مىنمايد . » ] و در « علل الشّرائع » روايت كرده است كه از حضرت رسالت‌پناه صلّى اللّه عليه و إله : إنّ شعيبا بكى من حبّ اللّه عزّ و جلّ حتّى عمى فردّ اللّه عليه بصره ، ثمّ بكى حتّى عمى فردّ اللّه عليه بصره ، ثمّ بكى حتّى عمى [ فردّ اللّه عليه ] بصره .