الشيخ عباس القمي
86
منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )
بالجمله با اين مقام از جلالت و شجاعت و شدّت و شوكت ، حسن خلق او به مرتبهاى رسيده كه يك مرد سوقى « 1 » به او اهانت و استهزاء مىنمايد ابدا تغيير حالى براى او پيدا نمىشود ! بلكه مىرود در مسجد نماز بخواند و دعا و استغفار براى او نمايد و اگر خوب ملاحظه كنى اين شجاعت و غلبه بر هواى نفس خود بالاتر است از شجاعت بدنى او ؛ قال امير المؤمنين عليه السّلام : اشجع النّاس من غلب هواه . « 2 » حكايت [ از چگونگى برخورد با انسان فحاش ] شيخ مرحوم در خاتمهء مستدرك در ترجمهء سلطان العلماء و المحقّقين و افضل الحكماء و المتكلّمين ، وزير اعظم ، استاد من تأخّر و تقدم ، ذو الفيض القدسى « جناب خواجه نصير الدّين طوسى قدّس سرّه » نقل كرده كه روزى كاغذى به دستش رسيد از شخصى كه در آن ، كلمات زشت و بدگوئى به ايشان داشت ؛ از جمله اين كلمهء قبيحه در آن بود كه « يا كلب بن كلب » ! محقّق مذكور چون آن كاغذ را مطالعه فرمود ، جواب آن را به متانت و عبارات خوش مرقوم داشت بدون يك كلمه زشتى ؛ از جمله مرقوم فرمود كه قول تو خطاب به من : اى سگ ، اين صحيح نيست زيرا كه سگ به چهار دست و پا راه مىرود و ناخنهايش طويل و دراز است و لكن من منتصب القامهام و بشرهام ظاهر و نمايان است ، نه آنكه مانند كلب ، پشم داشته باشم و ناخنهايم پهن است و ناطق و ضاحكم ، پس اين فصول و خواصّى كه در من است به خلاف فصول و خواصّ كلب است . و به همين نحو جواب كاغذ او را نگاشت و او را در غيابت جبّ مهانت « 3 » گذاشت . « 4 » مؤلف گويد كه : اين خلق شريف از اين محقّق جليل عجبى ندارد زيرا كه آية اللّه علّامهء حلّى رضوان اللّه عليه در حقّ او فرموده كه اين شيخ ، افضل اهل عصر خود بود در علوم عقليّه و نقليّه ؛ و كتب بسيارى در علم و حكمت و احكام شرعيّه بر مذهب
--> - حاصل مضمون شعر آن است كه : از جود و شرافت و مهماننوازى دور باشم اگر بر معاويه هجوم نياورم و اسبان غول پيكر ورزيده همراه با شمشيرهاى بلند بر او نتارانم . به گونهء آهن تافته بر لشكرش ببارم كه گوئى برق آسمان مىجهد و يا خورشيد پرتو افكند . ( 1 ) - بازارى . ( 2 ) - سفينة البحار ، 2 / 802 واژهء « شتر » ط آستان قدس رضوى . ( 3 ) - ته گودال خوارى . ( 4 ) - سفينة البحار ج 1 ص 422 واژهء خلق .