الشيخ عباس القمي
62
منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )
فقير گويد : شايد ترسيدن آسمان و زمين و ساير چيزها كه ذكر شد ، ترسيدن اهل آنها و موكلّين آنها باشد چنانچه مفسّرين در معنى آيهء ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » گفتهاند . و روايت شده كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قيامت را ذكر مىنمود ، شديد مىشد صوت آن حضرت و سرخ مىشد رخسار آنجناب . و شيخ مفيد در ارشاد نقل كرده كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از غزوهء تبوك به مدينه مراجعت فرمود ، رسيد به خدمت آن حضرت « عمرو بن معدى كرب » ، حضرت به او فرمود : اسلام بياور « اى عمرو » تا خدا تو را ايمن گرداند از فزع اكبر ، يعنى : ترسى كه بزرگترين ترسهاست . « عمرو » گفت : اى محمّد ! صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فزع اكبر كدام است ؟ ! من كسى هستم كه ترس بر من وارد نمىشود . مؤلف گويد كه : از اين كلام معلوم مىشود دليرى و قوّت قلب « عمرو » ؛ نقل شده كه او از شجعان « 2 » نامى روزگار بوده و فتوح عجم ، بسيارى از آن بر دست او واقع شده و شمشير او « صمصامهء » معروف بود ، وقتى با آن به يك ضربت تمام قوائم « 3 » شتر را از هم جدا كرد . و « عمر بن الخطّاب » در زمان خلافت خود از او خواهش كرد كه آن شمشير را نشان او دهد ، « عمرو » آن را حاضر كرد . « عمر » آن را كشيد و بر محلّى زد كه تيزى آن را امتحان كند ، ابدا اثر نكرد . عمر آن را دور افكند و گفت : اين چيزى نيست . عمرو گفت : اى امير ! شما از من شمشير طلبيديد نه بازويى كه آن شمشير را مىزد . « 4 » « عمر » از سخن « عمرو » بدش آمد و او را عتاب كرد و به قولى او را بزد . [ فزع اكبر چيست ؟ ] و بالجمله چون « عمرو » گفت : من از فزع اكبر نمىترسم ! حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « اى عمرو » ! چنين نيست كه گمان كردهاى ؛ همانا صيحه زده شود بر مردم ،
--> ( 1 ) - سورهء 7 - آيهء 187 ، تفسير مجمع البيان ج 4 / 506 قطع رحلى . ( 2 ) - دلاوران . ( 3 ) - چهار دست و پا . ( 4 ) - مؤلف در حاشيه آورده : و عادة السّيف ان يزهو بجوهره و ليس يعمل الّا فى يدى بطل : [ عادت شمشير آن است كه به اصل و نژاد خود مىدرخشد و مىنازد ، و جز در دست پهلوان عمل نمىكند ] ترجمه از مؤلف نيست .